تبليغاتX
مهتاب

شب یلدا

بیا ای دل کمی وارونه گردیم

برای هم بیا دیوونه گردیم

شب یلدا شده نزدیک ای دوست

برای هم بیا هندونه گردیم

***************

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قدر یه دریا

توی این شبای سرما

یادتون همیشه با ما


 

دل نوشته های مهتاب در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 23:57 موضوع | لینک ثابت


بوسه

 يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... ! يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود ... .
يك روز مي بوسمت ! يكي از همين روزهايي كه مي خندانمت ، يكي از همين خنده هاي تو را ناتمام مي كنم : مي بوسمت ! و بعد ، تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ... .
يك روز مي بوسمت ! يك روز كه باران مي بارد ، يك روز كه چترمان دو نفره شده ، يك روز كه همه جا حسابي خيس است ، يك روز كه گونه هايت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را كني ، آهسته ، مي بوسمت ... .
يك روز مي بوسمت ! هر چه پيش آيد خوش آيد ! حوصله ي حساب و كتاب كردن هم ندارم ! دلم ترسيده ، كه مبادا از فردا ديگر « عشق من » نباشي . آخر ، عشق چهار حرفي كلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتني شده كه براي خيلي ها چهار حرف كه سهل است ، هزار هزار حرف باشد . به قول شاعر : عشق كلاس اول ، تنها چهار حرف است ، اما كلاس آخر ، عشق هزار حرف است ... .
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... !
يك روز مي بوسمت ! مي خندم و مي بوسمت ! گريه مي كنم و مي بوسمت ! يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد ، من هر روز مي بوسمت ! لبهايم را مي گذارم روي گونه هايت ، و بعد هر چه بادا باد : مي بوسمت ! تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ...

* این مطلب رو هم در روزمیلهای ترانه ها خوندم که خیلی ازش خوشم اومد . امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.


 

دل نوشته های مهتاب در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 0:12 موضوع | لینک ثابت


بدون شرح!

 

 


 

دل نوشته های مهتاب در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 0:40 موضوع | لینک ثابت


بی بی دل

خواستم شروع دوباره ی وبلاگم  با یه شعر قشنگ باشه. این شعر که نمی دونم از کیه و توسط روزمیلهای ترانه ها به دستم رسید رو گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد .

بغض شعرم را شكست آواز تو
بي بي دل كشته ي سرباز تو
بر چكاد قاف مخمل پوش شعر
حسرت سيمرغ من پرواز تو


پيش درگاه تو چون ويران كده ست
هر چه ميسازد ترانه ساز تو
شب هميشه نقطه ي پايان روز
هر شب آخر شب آغاز تو

زير باران ها به بيداري گذشت
من برهنه خرقه رو انداز تو
زخمه ي سازم به دست تو خودي ست
من ولي بيگا نه ام با ساز تو

قفل هر در را كليدي محرم است
من ولي نامحرم ام با راز تو
هر كس از بازار تو شعري خريد
من نبايد مي خريدم ناز تو....


 


 

دل نوشته های مهتاب در چهارشنبه هشتم آذر 1385 ساعت 0:12 موضوع | لینک ثابت