تیرماه که برابر با صورت فلکی خرچنگ بود تموم شد. ماه تولد من.
خَرچَنگ یا سَرَطان نام یکی از صورتهای فلکی و چهارمین برج از برجهای دوازدهگانه است و در شبهای بهار قابل مشاهده است. بین صورتهای فلکی دوپیکر از خاور و شیر از سوی باختر واقع شدهاست.
طبق افسانه های يونان باستان صورت فلکی سرطان توسط هرا در آسمان قرار گرفت. هرا که از عشق بازی زيوس شوهر خود با Alcmene مادر هرکول خشمگين شده بود تصميم گرفت که هرکول را به هر ترتيبی که شده بکشد. او خيلی سعی کرد که هرکول را بکشد ولی هميشه شکست ميخورد.بعد از مدتی هرکول يک گناه بسيار بزرگ مرتکب شد و برای بخشوده شدن بايد دوازده کار سخت را انجام دهد. يکی از اين کارها از بين بردن مار غول پيکر (نج) صورت فلکی حیه (Hydra) بود اين مار وقف شدهی هرا بود. در هنگام جنگ هرکول با Hydra هرا اين خرچنگ غول پيکر را فرستاد تا کمک Hydra باشد. جنگ سختی در گرفت و مار نه سر پاشته پای هرکول را زد. ولی به خاطر قدرت بسيار زياد هرکول او با پايش خرچنگ را له کرد.
هرا برای قدردانی از اين خرچنگ نقش او را در آسمان قرار داد.
![]()
| فهرست ستارههای خرچنگ | |
| نام لاتین | cancer |
|---|---|
| کوتهنوشت لاتین | Cnc |
| نام انگلیسی | cancer |
| صفت ملکی | |
| نامهای دیگر | |
| افسانهشناسی | |
| بعد | ساعت |
| میل | ° |
| پهنه | درجه مربع |
| رتبه | |
| شمار ستارههای اصلی (در ترسیم نگاره) |
۵ |
| شمار ستارههای سیارهدار ( دارای سیارات فراخورشیدی) |
۷۶ |
| شمار ستارههای نزدیک نزدیکتر از ۵۰ سال نوری |
۱ |
| نام نزدیکترین ستاره | |
| فاصله نزدیکترین ستاره | ۰ سال نوری |
| شمار ستارگان (درخشانتر از قدر ظاهری ۳) |
|
| نام درخشانترین ستاره | ۲ |
| قدر درخشانترین ستاره | |
| شمار اجرام مسیه | |
| بارشهای شهابی |
۲ |
| صور مجاور | |
| مشهود بین عرضهای °+ و °- بهترین زمان مشاهده در ماه | |
| ۸۸ پیکر کنونی آسمان | |
|---|---|
|
آبمار • آتشدان • ارابهران • اژدها • اسب بزرگ • اسب کوچک • اسکنه • آفتابپرست • بادبان • بزغاله • برساووش • بره • پیاله • پیکان • تاج جنوبی • تاج شمالی • تازیها • ترازو • تکشاخ • تلسکوپ • تلمبه • تور • توکان • جوی • چلپاسه • چلیپا • خرچنگ • خرس بزرگ • خرس کوچک • خرگوش • درنا • دلفین • دلو • دوپرگار • دوپیکر • دوشیزه • ذاتالکرسی • روباهک • زانوزده • زرافه • زن برزنجیر • ساعت • سپر • سکستان • سگ بزرگ • سگ کوچک • سنگتراش • سهپایه • سهسو • سیاهگوش • سیمرغ • شاهتخته • شکارچی • شلیاق • شیر • شیر کوچک • طاووس • عقاب • قطبنما • قنطورس • قیفاووس • کبوتر • کژدم • کشتیدم • کلاغ • کمان • کوره • کوهمیز • گاو • گاوران • گرگ • گونیا • گیسو • مار • مار باریک • مارافسای • ماکیان • ماهی • ماهی پرنده • ماهی جنوب • ماهی زرین • مثلث جنوبی • مرغ بهشتی • مگس جنوبی • میکروسکوپ • نهنگ • هشتک • هندی | |
- برگرفته از دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا
وقتی مشرقی ترین خورشید
از آسمان چشمانش طلوع می کند
چنان سرمای وجودم در هرم نگاهش ذوب می شود
که تماشایی است!
در مشرقی ترین کوچه ی شهرم
کبوتری آشیانه دارد
ارغوانی رنگ
هم جنس شیشه
هم رقص باد
همتای یاد.
وقتی کبوتر مشرقی پر می کشد به ژرفای سپهر
دل افسار گسیخته ام
چکامه ای می شود
سرکش و مغرور
پر می کشد به شوق آسمان دلش
به سوی اوج چشمانش
اوج چشمانش.
...
( ادامه دارد...)
( از اشعار فی البداهه خودم )
با ياد نيما، سراينده « اي آدم ها »
***
موج، مي آمد، چون كوه و به ساحل مي خورد !
از دل تيره امواج بلند آوا،
كه غريقي را در خويش فرو مي برد،
و غريوش را با مشت فرو مي كشت،
نعره اي خسته و خونين ، بشريت را،
به كمك مي طلبيد :
- « آي آدمها ...
آي آدمها ... »
ما شنيديم و به ياري نشتابيديم !
به خيالي كه قضا،
به گماني كه قدر، بر سر آن خسته ، گذاري بكند !
« دستي از غيب برون آيد و كاري بكند »
هيچ يك حتي از جاي نجنبيديم !
آستين ها را بالا نزديم
دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتيم،
تا از آن مهلكه - شايد - برهانيمش،
به كناري برسانيمش ! ...
موج، مي آمد، چون كوه و به ساحل مي ريخت .
با غريوي،
كه به خاموشي مي پيوست .
با غريقي كه در آن ورطه، به كف ها، به هوا
چنگ مي زد، مي آويخت ...
ما نمي دانستيم
اين كه در چنبر گرداب، گرفتار شده است ،
اين نگونبخت كه اينگونه نگونسار شده است ،
اين منم،
اين تو،
آن همسايه،
آن انسان!
اين مائيم !
ما،
همان جمع پراكنده،
همان تنها،
آن تنها هائيم !
همه خاموش نشستيم و تماشا كرديم .
آن صدا، اما خاموش نشد .
- « ... آي آدم ها ... »
« آي آدم ها ... »
آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد ،
آن صدا، در همه جا دائم، در پرواز است !
تا به دنيا دلي از هول ستم مي لرزد،
خاطري آشفته ست،
ديده اي گريان است،
هر كجا دست نياز بشري هست دراز؛
آن صدا در همه آفاق طنين انداز ست .
آه، اگر با دل وجان، گوش كنيم،
آه اگر وسوسه نان را، يك لحظه فراموش كنيم،
« آي آدم ها » را
در همه جا مي شنويم .
در پي آن همه خون، كه بر اين خاك چكيد،
ننگ مان باد اين جان !
شرم مان باد اين نان !
ما نشستيم و تماشا كرديم !
در شب تار جهان
در گذركاهي، تا اين حد ظلماني و توفاني !
در دل اين همه آشوب و پريشاني
اين از پاي فرو مي افتد،
اين كه بردار نگونسار شده ست،
اين كه با مرگ درافتاده است،
اين هزاران وهزاران كه فرو افتادند؛
اين منم،
اين تو،
آن همسايه !
آن انسان،
اين مائيم .
ما،
همان جمع پراكنده، همان تنها،
آن تنها هائيم !
اينهمه موج بلا در همه جا مي بينيم،
« آي آدم ها » را مي شنويم،
نيك مي دانيم،
دشتي از غيب نخواهد آمد
هيچ يك حتي يكبار نمي گوئيم
با ستمكاري ناداني، اينگونه مدارا نكنيم
آستين ها را بالا بزنيم
دست در دست هم از پهنه آفاق برانيمش
مهرباني را،
دانائي را،
بر بلنداي جهان،
بنشانيمش ... !
- « آي آدم ها ... ! موج مي آيد ... »
امروز دوتا مطلب مفید یادگرفتیم.
- من یاد گرفتم که وقتی یه نفر شاکیه هی کلید نکنم بهش همون موقع . و کمی صبر پیشه کنم تا آروم بشه و بعدش حرفمو بزنم.
- او هم یاد گرفت که هیچ وقت زود قضاوت نکنه.
( حالا به غیر از یه لیوان ( یا یه پارچ!!!) شیرموز اگه گفتین چی می چسبه؟)![]()


يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب
منو میبره ~ کوچه به کوچه
باغ انگوری ~ باغ آلوچه
دره به دره ~ صحرا به صحرا
اون جا که شبا ~ پشت بيشهها
يه پری مياد ~ ترسون و لرزون
پاشو ميذاره ~ تو آب چشمه
شونهمیکنه ~ موی پريشون…
۲
يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب
منو میبره ~ ته اون دره
اونجا که شبا ~ يکه و تنها
تکدرخت بيد ~ شاد و پراميد
میکنه بهناز ~ دسشو دراز
که يه ستاره ~ بچکه مث
يه چيکه بارون ~ به جای ميوهش
نوک يه شاخهش ~ بشه آويزون…
۳
يه شب مهتاب ~ ماه مياد تو خواب
منو میبره ~ از توی زندون
مث شبپره ~ با خودش بيرون،
میبره اونجا ~ که شب سيا
تا دم سحر ~ شهيدای شهر
با فانوس خون ~ جار میکشن
تو خيابونا ~ سر ميدونا:
«ــ عمو يادگار! ~ مرد کينهدار!
مستی يا هشيار ~ خوابی يا بيدار؟»
مستيم و هشيار ~ شهيدای شهر!
خوابيم و بيدار ~ شهيدای شهر!
آخرش يه شب ~ ماه مياد بيرون،
از سر اون کوه ~ بالای دره
روی اين ميدون ~ رد میشه خندون
يه شب ماه مياد
احمد شاملو
دل من تنگ تر از غنچه و تنگ تر از مشت گره خورده ی توست
دل من تنگ تر از دل آن ماهی حوض
دل من تنگ تر و تنگ تر از این همه بغض
دل من در پی چشمان و نگاه تر توست
دل من عاشق آن راز و نگاه و لب توست
و کجاست آن دل و دست ؟
و کجاست آن دل مست ؟
و کجاست آن همه احساس تو و بودن من ؟
چه کسی بود که پر پر نگه ات کرد و دلت پر زد و رفت؟
پی که ؟ در پی که تو پریدی و برفتی ز برم؟
ز بر این دل دیوانه و مست؟
من نگه بر سر آن کوی نگه می دارم
تا تو آیی و بیایی و بگیری نگه ام از بر کوه و ره و دشت
و کنی همره و همدل نگهم با نگهت .
تا دگر پر نزند نگهت از بر این دیوانه دل مست دل پر ز گنه
که گنه می کند او
گنهش جرم نگه کردن اوست بر نگهت !
شاعر: ؟

در جستجویی که در جهان نت داشتم به این سایت برخوردم که پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران زمین است :
http://www.irantarikh.com/iranzamin.htm
دریغ است ایران که ویران شود...
یک دسته رازقی
به گوشه ی سازم آویخته ام
تا با آن
غبار از صندوقچه قلبی بردارم
که عشق را در وجودم زنده کرد
و ای شمایی که کارتان غبارآلوده کردن دلهاست
پشیمانی نصیبتان باد
از پریشانی کردارتان...

دلم براي شعرات تنگ شده !
شعر چشمات.
آپديت كن خب شيمگول گامبالو!
این مطلب رو در کتاب " شیطان و دوشیزه پریم " نوشته :" پائولو کوئیلو " خوندم. خیلی جالبه . بخونید خالی از لطف نیست :
وقتي لئوناردو داوينچي نقاشي شام آخررا مي كشيد دچار مشكل جدي شد، او بايد خوبي را در قالب مسيح و بدي را در قالب يهودا ي اسخريوطي ، دوستي كه هنگام شام به عيسي خيانت كرد، به تصوير در مي آورد. از ادامه ي نقاشي دست كشيد تا بتواند چهره هاي ايده آش را براي اين كار پيدا و طراحي كند .
روزي كه به سرود مذهبي دسته ي كُركليسا گوش مي داد ، پسري را ديد كه تصوير مجسم عيسي بود . او را به كارگاهش دعوت كرد . به چهره اش دقيق شد و طرح هايي از او برداشت .
سه سال گذشت ، نقاشي شام آخر تقريبا تمام شده بود اما لئوناردو هنوز نتوانسته بود مدل مناسب يهودا را پيدا كند . كاردينال ( مسئول كليسا ) به او فشار آورد تا هر چه زودتر نقاشي اش را به پايان رساند .
پس از اينكه چند روز به جستجو پرداخت ، سرانجام جوان شكسته و ژنده پوشي و مستي را در جوي فاضلابي ديد . به زحمت دستيارانش را متقاعد كرد او را به كليسا بياورند چون ديگر فرصتي براي كشيدن طرح هاي اوليه نداشت .
جوان گدا را كه متوجه نبود در اطرافش چه مي گذرد ، به آنجا بردند. دستياران او را سر پا نگه داشتند تا لئوناردو بتواند خطوط بي ايماني ، گناه و تكبر را كه به وضوح در چهره اش نمايان بود ، به تصوير بكشد .
وقتي كارش تمام شد ، جوان گدا كه كمي سرحال شده بود ، چشمانش را گشود و نقاشي مقابلش را ديد . با لحني آميخته با وحشت و غم گفت : من قبلا اين نقاشي را ديده ام !
لئوناردو با تعجب پرسيد : چه وقت ؟
جوان گدا گفت: سه سال پيش ، قبل از اينكه همه چيز را از دست بدهم . زماني كه در گروه كر كليسا مي خواندم و زندگيم سراسر رويا بود ، نقاشي از من خواست تا مدل چهره ي عيسي شوم !
دیروز تولدم بود.دوستان خوبم به یادم بودن و بهم تبریک گفتن. ۳ تا جشن تولد داشتم. یکی توی محل کار همکارای با محبتم. یکی توی خونه خانواده عزیزم. و یکی هم عشقم
.
کلی هم کادو گرفتم که بهترینش ...
کاش قدرتونو بدونم . کاش بتونم ...
( هیچ می دونستین که اگر یه نفرو توی خیابون ببینید که داره لنگان راه میره ممکنه که پاش هیچ طوریش نشده باشه!!!!خدا خیر بده واکسی کنار خیابونو !
)
او رفت تا بخوابد
و من
در پس سایه های ....
( نرفت بخوابد . همین الان زنگ زد و گفت نمی خواد آپدیت کنی برو بخواب !!!!)
یک شاخه رز سفید
با طعم طالبی
توی خیابونای شلوغ و هراس انگیز
تکیه به یه بازوی قوی و مطمئن
چه صفایی داره تابستون

گاهی یه ترانه ی کوچولو و زیبا از یه دل مهربون و دوست داشتنی خبر میده. یه ترانه مثل این:
آفتاب مهتاب چه رنگه
سرخ و سفید دو رنگه
سکانس اول:
ترس
سکانس دوم:
گریه
سکانس سوم:
خشم
سکانس چهارم:
سکوت
سکانس پنجم:
گریه
سکانس ششم :
پشمک
سکانس هفتم:
عشق تا بی نهایت ...
( نام فیلم : پیرمردی با ریش پشمکی )

توی کتابای فیزیک دوران دبیرستان خونده بودم که هر دو جسم در دنیا بر هم نیرو وارد می کند و با این روش بر هم تاثیر میذارن.
مثلا دو تا کتاب یکیشون توی ایران یکیشون مثلا توی ایتالیا. و یا مثلا دو تا تبخال یکیشون رو لب یه نفر این گوشه ی تهران و اون یکی یه جای دیگه!
بگذریم...
وقتی همیشه دو تا چشم شیطون و براقو بیبینی که با عشق بهت نگاه میکنن اونوقت خیلی برات سخت میشه که اونا رو آروم و مظلوم و بیمار ببینی. ( خیلی دیدنشون سخت بود قلبمو به تپش مینداخت. گفتم که آخه من خیلی بدم میاد توی یه موقعیتی قرار بگیرم که هیچ کاری برای بهبودی اوضاع نتونم انجام بدم.)
- زود زود خوب خوبش کن خداجونم.
امروز صبح که میومدم سر کار کنار جدول یه خیابون یه کبوتر دیدم.
یه کبوتر مرده ...


همه دارایی من
یک سبد سیب نگاه است
از باغ خدا
با دلی عشق آگین
همه ارزانی تو
" تولدت مبارک "
تولدت مبارک به ۱۶۱ زبان مختلف دنیا :
| زبان | چطوری خوانده می شه؟ |
| Afrikaans | Veels geluk met jou verjaarsdag! |
| Albanian | Urime ditelindjen! |
| Alsatian | Gueter geburtsdaa! |
| Amharic | Melkam lidet! |
| Arabic | Eid milaad saeed! or Kul sana wa inta/i tayeb/a! (masculine/feminine) |
| Armenian | Taredartzet shnorhavor! or Tsenund shnorhavor! |
| Assyrian | Eida D’moladukh Hawee Brikha! |
| Austrian-Viennese | Ois guade winsch i dia zum Gbuadsdog! |
| Aymara (Bolivia) | Suma Urupnaya Cchuru Uromankja! |
| Azerbaijani | Ad gununuz mubarek! — for people older than you Ad gunun mubarek! — for people younger than you |
| Basque | Zorionak! |
| Belauan-Micronesian | Ungil el cherellem! |
| Bengali (Bangladesh/India) | Shuvo Jonmodin! |
| Bicol (Philippines) | Maogmang Pagkamundag! |
| Bislama (Vanuatu) | Hapi betde! or Yumi selebretem de blong bon blong yu! |
| Brazil | ParabŽns a voc ! ParabŽns a voc , nesta data querida muitas felicidades e muitos anos de vida. |
| Breton | Deiz-ha-bloaz laouen deoc’h! |
| Bulgarian | Chestit Rojden Den! |
| Cambodian | Som owie nek mein aryouk yrinyu! |
| Catalan | Per molts anys! or Bon aniversari! or Moltes Felicitats! |
| Chamorro | Biba Kumplianos! |
| Chinese-Cantonese | Sun Yat Fai Lok! |
| Chinese Fuzhou | San Ni Kuai Lo! |
| Chiness-Hakka | Sang Ngit Fai Lok! |
| Chinese-Mandarin | qu ni sheng er kuai le |
| Chinese-Shanghaiese | San ruit kua lok! |
| Chinese-Tiociu | Se Jit khuai lak! |
| Chronia Polla | NA ZHSHS |
| Croatian | Sretan Rodendan! |
| Czech | Vsechno nejlepsi k Tvym narozeninam!! |
| Danish | Tillykke med fodselsdagen! |
| Dutch-Antwerps | Ne gelukkege verjoardach! |
| Dutch-Bilzers | Ne geleukkege verjoardoag! |
| Dutch-Drents | Fellisiteert! |
| Dutch-Flemish | Gelukkige verjaardag! or Prettige verjaardag! |
| Dutch-Frisian | Fan herte lokwinske! |
| Dutch-Limburgs | Proficiat! or Perfisia! |
| Dutch-Spouwers | Ne geleukkege verjeurdoag! |
| Dutch-Twents | Gefeliciteard met oen’n verjoardag! |
| Dutch | Hartelijk gefeliciteerd! or Van harte gefeliciteerd met je verjaardag! |
| English | Happy Birthday! |
| Esperanto | Felichan Naskightagon! |
| Estonian | Palju onne sunnipaevaks! |
| Euskera | Zorionak zure urtebetetze egunean! |
| Faroes ( Faroe island ) | Tillukku vid fodingardegnum! |
| Farsi | Tavalodet Mobarak! |
| Finnish | Hyvaa syntymapaivaa! |
| French (Canada) | Bonne Fete! |
| French | Joyeux Anniversaire! |
| Frisian | Lokkiche jierdei! |
| Gaelic (Irish) | L‡ breithe mhaith agat! |
| Gaelic (Scottish) | Co` latha breith sona dhuibh! |
| Galician (Spain) | Ledicia no teu cumpreanos! |
| Georgian | Gilotcav dabadebis dges! |
| German-Badisch | Allis Guedi zu dim Fescht! |
| German-Bavarian | Ois Guade zu Deim Geburdstog! |
| German-Berlinisch | Allet Jute ooch zum Jeburtstach! or Ick wuensch da allet Jute zum Jeburtstach! |
| German-Bernese | Es Muentschi zum Geburri! |
| German-Camelottisch | Ewllews Gewtew zewm Gewbewrtstewg. Mew! |
| German-Frankonian | Allmecht! Iich wuensch Dir aan guuadn Gebuardsdooch! |
| German-Lichtenstein | Haerzliche Glueckwuensche zum Geburtstag! |
| German-Moselfraenkisch | Haezzlische Glickwunsch zem Gebordsdach! |
| German-Plattdeutsch | Ick wuensch Di allns Gode ton Geburtsdach! |
| German-Rhoihessisch | Ich gratelier Dir aach zum Geburtstag! |
| German-Ruhr | Allet Gute zum Gebuatstach! |
| German-Saarlaendisch | Alles Gudde for dei Gebordsdaach! |
| German-Saechsisch | Herzlischen Gliggwunsch zum Geburdsdaach! |
| German-Schwaebisch | Aelles Guade zom Gebordzdag! |
| German-Wienerisch | Ois Guade zum Geburdsdog! |
| German | Alles Gute zum Geburtstag! |
| Greek | Eytyxismena Genethlia! or Chronia Pola! |
| Greenlandic | Inuuinni pilluarit! |
| Gronings (Netherlands) | Fielsteerd mit joen verjoardag! |
| Gujarati (India) | Janma Divas Mubarak! |
| Gujrati (Pakistan) | Saal Mubarak! |
| Guarani (Paraguay Indian)] | Vy-Apave Nde Arambotyre! |
| Hawaiian | Hau`oli la hanau! |
| Hiligaynon (Philippines) | Masadya gid nga adlaw sa imo pagkatawo! |
| Hindi (India) | Janam Din ki badhai! or Janam Din ki shubkamnaayein! |
| Hungarian | Boldog szuletesnapot! or Isten eltessen! |
| Icelandic | Til hamingju med afmaelisdaginn! |
| Indonesian | Selamat Ulang Tahun! |
| Irish-gaelic | La-breithe mhaith agat! or Co` latha breith sona dhut! Or Breithla Shona Dhuit! |
| Italian | Buon Compleanno! |
| Italian (Piedmont) | Bun Cumpleani! |
| Italian (Romagna) | At faz tent avguri ad bon cumplean! |
| Japanese | Otanjou-bi Omedetou Gozaimasu! |
| Javaans-Indonesia | Slamet Ulang Taunmoe! |
| Jerriais | Bouon Anniversaithe! |
| Kannada (India) | Huttida Habba Subashayagalu! |
| Kapangpangan (Philippines) | Mayap a Kebaitan |
| Kashmiri (India) | Voharvod Mubarak Chuy! |
| Kazakh (Kazakstan) | Tughan kuninmen! |
| Klingon | Quchjaj qoSlIj! |
| Korean | Saeng il chuk ha ham ni da! |
| Kurdish | Rojbun a te piroz be! |
| Kyrgyz | Tulgan kunum menen! |
| Latin | Fortuna dies natalis! |
| Latvian | Daudz laimes dzimsanas diena! |
| Lithuanian | Sveikinu su gimtadieniu! or Geriausi linkejimaigimtadienio progal |
| Luganda | Nkwagaliza amazalibwa go amalungi! |
| Luxembourgeois | Vill Gleck fir daei Geburtsdaag! |
| Macedonian | Sreken roden den! |
| Malayalam (India) | Pirannal Aasamsakal! or Janmadinasamsakal! |
| Malaysian | Selamat Hari Jadi! |
| Maltese | Nifrahlek ghal gheluq sninek! |
| Maori | Kia huritau ki a koe! |
| Marathi (India) | Wadhdiwasachya Shubhechha! |
| Mauritian Kreol | mo swet u en bonlaniverser! |
| Mbula (Umboi Island, Papua New Guinea) | Leleng ambai pa mbeng ku taipet i! |
| Mongolian | Torson odriin mend hurgee! |
| Navajo | bil hoozho bi’dizhchi-neeji’ ‘aneilkaah! |
| Niederdeutsch (North Germany) | Ick gratuleer di scheun! |
| Nepali | Janma dhin ko Subha kamana! |
| Norwegian | Gratulerer med dagen! |
| Oriya (India) | Janmadina Abhinandan! |
| Papiamento (lower Dutch Antilles) | Masha Pabien I hopi aña mas! |
| Pashto (Afganistan) | Padayish rawaz day unbaraksha! |
| Persian | Tavalodet Mobarak! |
| Pinoy (Philippines) | Maligayang kaarawan sa iyo! |
| Polish | Wszystkiego Najlepszego! or Wszystkiego najlepszego zokazji urodzin! wszystkiego najlepszego z okazji urodzin |
| Portuguese (Brazil) | Parabens pelo seu aniversario! or Parabenspara voce! or Parabens e muitas felicidades! |
| Portuguese | Feliz Aniversario! or Parabens! |
| Punjabi (India) | Janam din diyan wadhayian! |
| Rajasthani (India) | Janam ghaanth ri badhai, khoob jeeyo! |
| Romanian | La Multi Ani! |
| Rosarino Basico (Argentina) | Feneligiz Cunumplegeanagonos! |
| Russian | S dniom razhdjenia! or Pazdravliayu s dniom razhdjenia! |
| Sami/Lappish | Lihkos Riegadanbeaivvis! |
| Samoan | Manuia lou aso fanau! |
| Sanskrit (India) | Ravihi janmadinam aacharati! |
| Sardinian (Italy) | Achent’annos! Achent’annos! |
| Schwyzerduetsch (Swiss German) | Vill Glück zum Geburri! |
| Serbian | Srecan Rodjendan! |
| Slovak | Vsetko najlepsie k narodeninam! |
| Slovene | Vse najboljse za rojstni dan! |
| Sotho | Masego motsatsing la psalo! |
| Spanish | Feliz Cumplea–os! |
| Sri Lankan | Suba Upan dinayak vewa! |
| Sundanese | Wilujeng Tepang Taun! |
| Surinamese | Mi fresteri ju! |
| Swahili | Hongera! or Heri ya Siku kuu! |
| Swedish | Grattis pŒ fšdelsedagen |
| Syriac | Tahnyotho or brigo! |
| Tagalog (Philippines) | Maligayang Bati Sa Iyong Kaarawan! |
| Taiwanese | San leaz quiet lo! |
| Tamil (India) | Piranda naal vaazhthukkal! |
| Telugu (India) | Janmadina subha kankshalu! |
| Telugu | Puttina Roju Shubakanksalu! |
| Thai | Suk San Wan Keut! |
| Tibetan | Droonkher Tashi Delek! |
| Tulu(Karnataka - India) | Putudina dina saukhya! |
| Turkish | Dogum gunun kutlu olsun! |
| Ukrainian | Mnohiya lita! or Z dnem narodjennia! |
| Urdu (India) | Janam Din Mubarak |
| Urdu (Pakistan) | Saalgirah Mubarak! |
| Vietnamese | Chuc Mung Sinh Nhat! |
| Visayan (Philippines) | Malipayong adlaw nga natawhan! |
| Welsh | Penblwydd Hapus i Chi! |
| Xhosa (South Afican) | Imini emandi kuwe! |
| Yiddish | A Freilekhn Gebortstog! |
| Yoruba (Nigeria) | Eku Ojobi! |
| Zulu (South Afican) | Ilanga elimndandi kuwe! |

♦سابقه وجود شعر ایران به دوران باستان بر می گردد . مهمترین متن شعری که از دوران باستان به دست داریم ،بخش گاتهای اوستا،کتاب مذهبی زرتشت هست که میتوان آن را قدیمیترین سخن موزون در ایران دانست.
از یکی دو شاعر دیگر همزمان با محمد بن وصیف ,از جمله ((بسام کورد))(کرد) و محمد بن ملخد سگزی اشعاری در باره همین واقعه تاریخی ذکر گردید است نا هماهنگی و ناهمخوانی این اشعار باوزن آنها نشانه ی ابتدایی بودن شعر عروضی در این دوره هست.
♦ شعر فارسی بر حسب موقعیتهای دوره ای و جغرافیایی به سه سبک تقسیم شده است که به ترتیب تاریخی عبارتند از :
سبک خراسانی :
سبک عراقی:
سبک هندی:
بازگشت ادبی:
خیلی بده که بیای با ذوق وبلاگتو آپدیت کنی اما کسی نخوندش!۳۰ ثانیه ی پیش گریه کردم!![]()
این شعر رو به صورت اتفاقی در اینترنت دیدم . پیشکش می کنم به امیر عزیزم ( نویسنده وبلاگ شکلات تلخ ۹۹٪)
ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است
چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
چون فرستادهی سیمرغ به سهراب دلیر
نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است
گوئی از چشم نظرباز تو بیپروانیست
چون غزالی به سر کشتهی شیر آمده است
خیز غوغای بهارست که پروانه شویم
غنچهی شوخ پر از شکر و شیر آمده است
روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز
دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است
سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان
که مریدانه به پابوسی پیر آمده است
دیر اگر آمده شیر آمده عذرش بپذیر
که دل از چشم سیه عذرپذیر آمده است
گنه از دور زمان است که از چنبر او
آدمی را نه گریز و نه گزیر آمده است
گوش کن نالهی این نی که چو لالای نسیم
اشکریزان به نوای بم و زیر آمده است
طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی
که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است
مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار
امير ی که درین شیوه شهیر آمده است
زبان کردی زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن میگویند. زبان کردی از زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی است که خود در شاخه هندوایرانی خانواده زبانهای هندواروپایی دسته بندی میشود.
زبان كردى اخص را كرمانجى مينامند كه خود لهجه هاى متعدد دارد مانند: مكرى، سليمانيه يى، سنندجى، كرمانشاهى، بايزيدى، عبدويى، زندى. زبان كردى با دسته شمالى لهجه هاى ايرانى غربى بعض مشابهات دارد، و از زبانهاى مهم دسته غربى بشمار ميرود وصاحب اشعار و تصانيف، قصص و سنن ادبى است.
شبیه ترین زبانها به زبان کردی زبان آذری، زبان بلوچی، تالشی، تاتی، تبری، گیلکی، دیلمی، سمنانی، سنگسری، زازاکی، گورانی و زبانهای ایران مرکزی هستند، این زبانها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار میآیند، لری و بختیاری و فارسی هستند.
«زبان کُردی» نيز مانند زبان فارسی یک زبان یک شکل استاندارد ندارد. و اصطلاح زبان کردی امروزه برای طیفی از زبانها و گویشهای ایرانی شاخه شمال غربی استفاده میشود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبانشناسی دورند.
زبان کردی عمدتا در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه، و ترکیه مورد استفاده قرار میگیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز زندگی میکنند. شاخههای اصلی زبان کردی عبارتند از:
زبان کردی (سورانی) در عراق زبان رسمی است در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیتهای شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال میشد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است . در ایران نیز در رسانهها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفتهاست.

تاریخچه زبان کردی
پروفسور ن. مکنزی نوشته است که در نظر اول میتوان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کردی است ... معتبرترین زبانشناس زبان کُردی ولادیمیر مینورسکی نیز همین نظر را تایید میکند:
«اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمدهاست و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)
تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، معتقد است که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت. اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است.
میانه و نو
کردی از ریشه زبان های ایران قبل از حمله اعراب به ایران، يعنی زبان پهلوی اشکانی است. این گويش از عربی و ترکی تأثير چندان نپذيرفته و کمابیش اصیل مانده است. زبان کردی دارای ادبی بسیار پهناور است. قديمترين نوشته به زبان پهلوی اشکانی قباله ای است که از اورامان در کردستان به دست آمده.
برگرفته از دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* من کرد نیستما اما کردها رو دوست دارم( یکیشونو)
پویو گفت : دوست ندارم چونکه تو دوستم نداری.
اما من دوستش دارم. حتی اگه دوستم نداشته باشه!

با اشکهایم اشک ریخت تا امروز آفتاب از آسمان دل مهتابیم طلوع کند.

از دل افروز ترين روز جهان،
خاطره اي با من هست.
به شما ارزاني :
سحري بود و هنوز،
گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود .
گل ياس،
عشق در جان هوا ريخته بود .
من به ديدار سحر مي رفتم
نفسم با نفس ياس درآميخته بود .
***
مي گشودم پر و مي رفتم و مي گفتم : (( هاي !
بسراي اي دل شيدا، بسراي .
اين دل افروزترين روز جهان را بنگر !
تو دلاويز ترين شعر جهان را بسراي !
آسمان، ياس، سحر، ماه، نسيم،
روح درجسم جهان ريخته اند،
شور و شوق تو برانگيخته اند،
تو هم اي مرغك تنها، بسراي !
همه درهاي رهائي بسته ست،
تا گشائي به نسيم سخني، پنجره اي را، بسراي !
بسراي … ))
من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم !
***
در افق، پشت سرا پرده نور
باغ هاي گل سرخ،
شاخه گسترده به مهر،
غنچه آورده به ناز،
دم به دم از نفس باد سحر؛
غنچه ها مي شد باز .
غنچه ها مي رسد باز،
باغ هاي گل سرخ،
باغ هاي گل سرخ،
يك گل سرخ درشت از دل دريا برخاست !
چون گل افشاني لبخند تو،
در لحظه شيرين شكفتن !
خورشيد !
چه فروغي به جهان مي بخشيد !
چه شكوهي … !
همه عالم به تماشا برخاست !
من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم !
***
دو كبوتر در اوج،
بال در بال گذر مي كردند .
دو صنوبر در باغ،
سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلي مي خواندند .
مرغ دريائي، با جفت خود، از ساحل دور
رو نهادند به دروازه نور …
چمن خاطر من نيز ز جان مايه عشق،
در سرا پرده دل
غنچه اي مي پرورد،
- هديه اي مي آورد -
برگ هايش كم كم باز شدند !
برگ ها باز شدند :
ـ « … يافتم ! يافتم ! آن نكته كه مي خواستمش !
با شكوفائي خورشيد و ،
گل افشاني لبخند تو،
آراستمش !
تار و پودش را از خوبي و مهر،
خوشتر از تافته ياس و سحربافته ام :
(( دوستت دارم )) را
من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام !
***
اين گل سرخ من است !
دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق،
كه بري خانه دشمن !
كه فشاني بر دوست !
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !
در دل مردم عالم، به خدا،
نور خواهد پاشيد،
روح خواهد بخشيد . »
تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو !
اين دلاويزترين شعر جهان را، همه وقت،
نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !
« دوستم داري » ؟ را از من بسيار بپرس !
« دوستت دارم » را با من بسيار بگو !
فريدون مشيري

باران باران باران در آسمان شعر چشمانش می بارد...
۱-گاهی پیش میاد که نصف یه فیلمو تنهایی تماشا کنی اما توی دلت مطمئنی که "لون" به "رنگ" تبدیل میشه!
۲- گفت اینو هم بنویس که دیوونتم!
۳- سه سال پیش دنده راحت تر عوض میشد !!!!!
۴- قیافه ی ماهی توپولوی توی آکواریوم هنوز یادمه !
۵- دیشب با ستاره ها رقصیدم...
گفت : بهت حسودیم میشه!
گفتم : برای چی ؟
گفت : چون که منو داری! ( و خندید )
به خدا که راست گفت!
( منم خندیدم )






