تبليغاتX
مهتاب
 

تیرماه که برابر با صورت فلکی خرچنگ بود تموم شد. ماه تولد من.

 

خَرچَنگ یا سَرَطان نام یکی از صورت‌های فلکی و چهارمین برج از برج‌های دوازده‌گانه است و در شب‌های بهار قابل مشاهده است. بین صورت‌های فلکی دوپیکر از خاور و شیر از سوی باختر واقع شده‌است.

طبق افسانه های يونان باستان صورت فلکی سرطان توسط هرا در آسمان قرار گرفت. هرا که از عشق بازی زيوس شوهر خود با Alcmene مادر هرکول خشمگين شده بود تصميم گرفت که هرکول را به هر ترتيبی که شده بکشد. او خيلی سعی کرد که هرکول را بکشد ولی هميشه شکست مي‏خورد.بعد از مدتی هرکول يک گناه بسيار بزرگ مرتکب شد و برای بخشوده شدن بايد دوازده کار سخت را انجام دهد. يکی از اين کارها از بين بردن مار غول پيکر (نج) صورت فلکی حیه (Hydra) بود اين مار وقف شده‏ی هرا بود. در هنگام جنگ هرکول با Hydra هرا اين خرچنگ غول پيکر را فرستاد تا کمک Hydra باشد. جنگ سختی در گرفت و مار نه سر پاشته پای هرکول را زد. ولی به خاطر قدرت بسيار زياد هرکول او با پايش خرچنگ را له کرد.

هرا برای قدردانی از اين خرچنگ نقش او را در آسمان قرار داد.

فهرست ستاره‌های خرچنگ
نام لاتین cancer
کوته‌نوشت لاتین Cnc
نام انگلیسی cancer
صفت ملکی
نام‌های دیگر
افسانه‌شناسی
بعد ساعت
میل °
پهنه درجه مربع
رتبه
شمار ستاره‌های اصلی
(در ترسیم نگاره)
۵
شمار ستاره‌های سیاره‌دار
( دارای سیارات فراخورشیدی)
۷۶
شمار ستاره‌های نزدیک
نزدیک‌تر از ۵۰ سال نوری
۱
نام نزدیک‌ترین ستاره
فاصله نزدیک‌ترین ستاره ۰ سال نوری
شمار ستارگان
(درخشان‌تر از قدر ظاهری ۳)
نام درخشان‌ترین ستاره ۲
قدر ‌درخشان‌ترین ستاره
شمار اجرام مسیه
بارش‌های شهابی

۲

صور مجاور
مشهود بین عرض‌های °+ و °-
بهترین زمان مشاهده در ماه

 

- برگرفته از دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا 

سه شنبه سی ام تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

سه شنبه سی ام تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

وقتی مشرقی ترین خورشید

از آسمان چشمانش طلوع می کند

چنان سرمای وجودم در هرم نگاهش ذوب می شود

که تماشایی است!

در مشرقی ترین کوچه ی شهرم 

کبوتری آشیانه دارد

ارغوانی رنگ

هم جنس شیشه

هم رقص باد

همتای یاد.

وقتی کبوتر مشرقی پر می کشد به ژرفای سپهر

دل افسار گسیخته ام

چکامه ای می شود

سرکش و مغرور

پر می کشد به شوق آسمان دلش

به سوی اوج چشمانش

اوج چشمانش.

...

( ادامه دارد...)

( از اشعار فی البداهه خودم )

 

دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |

 

با ياد نيما، سراينده « اي آدم ها »

***

موج، مي آمد، چون كوه و به ساحل مي خورد !

 

از دل تيره امواج بلند آوا،

كه غريقي را در خويش فرو مي برد،

و غريوش را با مشت فرو مي كشت،

نعره اي خسته و خونين ، بشريت را،

به كمك مي طلبيد :

- « آي آدمها ...

آي آدمها ... »

ما شنيديم و به ياري نشتابيديم !

به خيالي كه قضا،

به گماني كه قدر، بر سر آن خسته ، گذاري بكند !

« دستي از غيب برون آيد و كاري بكند »

هيچ يك حتي از جاي نجنبيديم !

آستين ها را بالا نزديم

دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتيم،

تا از آن مهلكه - شايد - برهانيمش،

به كناري برسانيمش ! ...

 

موج، مي آمد، چون كوه و به ساحل مي ريخت .

با غريوي،

كه به خاموشي مي پيوست .

با غريقي كه در آن ورطه، به كف ها، به هوا

چنگ مي زد، مي آويخت ...

 

ما نمي دانستيم

اين كه در چنبر گرداب، گرفتار شده است ،

اين نگونبخت كه اينگونه نگونسار شده است ،

اين منم،

اين تو،

آن همسايه،

آن انسان!

اين مائيم !

ما،

همان جمع پراكنده،

همان تنها،

آن تنها هائيم !

 

همه خاموش نشستيم و تماشا كرديم .

آن صدا، اما خاموش نشد .

- « ... آي آدم ها ... »

« آي آدم ها ... »

آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد ،

آن صدا، در همه جا دائم، در پرواز است !

تا به دنيا دلي از هول ستم مي لرزد،

خاطري آشفته ست،

ديده اي گريان است،

هر كجا دست نياز بشري هست دراز؛

آن صدا در همه آفاق طنين انداز ست .

 

آه، اگر با دل وجان، گوش كنيم،

آه اگر وسوسه نان را، يك لحظه فراموش كنيم،

« آي آدم ها » را

در همه جا مي شنويم .

 

در پي آن همه خون، كه بر اين خاك چكيد،

ننگ مان باد اين جان !

شرم مان باد اين نان !

ما نشستيم و تماشا كرديم !

 

در شب تار جهان

در گذركاهي، تا اين حد ظلماني و توفاني !

در دل اين همه آشوب و پريشاني

اين از پاي فرو مي افتد،

اين كه بردار نگونسار شده ست،

اين كه با مرگ درافتاده است،

اين هزاران وهزاران كه فرو افتادند؛

اين منم،

اين تو،

آن همسايه !

آن انسان،

اين مائيم .

ما،

همان جمع پراكنده، همان تنها،

آن تنها هائيم !

اينهمه موج بلا در همه جا  مي بينيم،

« آي آدم ها » را مي شنويم،

نيك مي دانيم،

دشتي از غيب نخواهد آمد

هيچ يك حتي يكبار نمي گوئيم

با ستمكاري ناداني، اينگونه مدارا نكنيم

آستين ها را بالا بزنيم

دست در دست هم از پهنه آفاق برانيمش

مهرباني را،

دانائي را،

بر بلنداي جهان،

بنشانيمش ... !

 

- « آي آدم ها ... !  موج مي آيد ... »

دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

امروز دوتا مطلب مفید یادگرفتیم.

- من یاد گرفتم که وقتی یه نفر شاکیه هی کلید نکنم بهش همون موقع . و کمی صبر پیشه کنم تا آروم بشه و بعدش حرفمو بزنم.

- او هم یاد گرفت که هیچ وقت زود قضاوت نکنه.

( حالا به غیر از یه لیوان ( یا یه پارچ!!!) شیرموز اگه گفتین چی می چسبه؟)

شنبه بیست و هفتم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |

 

يه شب مهتاب  ~ ماه مياد تو خواب
منو می‌بره  ~ کوچه به کوچه
باغ انگوری  ~ باغ آلوچه
دره به دره  ~ صحرا به صحرا
اون جا که شبا  ~ پشت بيشه‌ها
يه پری مياد  ~ ترسون و لرزون
پاشو ميذاره  ~ تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه  ~ موی پريشون…

۲
يه شب مهتاب  ~ ماه مياد تو خواب
منو می‌بره  ~ ته اون دره
اون‌جا که شبا  ~ يکه و تنها
تک‌درخت بيد  ~ شاد و پراميد
می‌کنه به‌ناز  ~ دسشو دراز
که يه ستاره  ~ بچکه مث
يه چيکه بارون  ~ به جای ميوه‌ش
نوک يه شاخه‌ش  ~ بشه آويزون…

۳
يه شب مهتاب  ~ ماه مياد تو خواب
منو می‌بره  ~ از توی زندون
مث شب‌پره  ~ با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا  ~ که شب سيا
تا دم سحر  ~ شهيدای شهر
با فانوس خون  ~ جار می‌کشن
تو خيابونا  ~ سر ميدونا:
«ــ عمو يادگار!  ~ مرد کينه‌دار!
مستی يا هشيار  ~ خوابی يا بيدار؟»
مستيم و هشيار  ~ شهيدای شهر!
خوابيم و بيدار  ~ شهيدای شهر!
آخرش يه شب  ~ ماه مياد بيرون،
از سر اون کوه  ~ بالای دره
روی اين ميدون  ~ رد می‌شه خندون
يه شب ماه مياد

احمد شاملو

 

شنبه بیست و هفتم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |

 

دل من تنگ تر از غنچه و تنگ تر از مشت گره خورده ی توست
دل من تنگ تر از دل آن ماهی حوض
دل من تنگ تر و تنگ تر از این همه بغض
دل من در پی چشمان و نگاه تر توست
دل من عاشق آن راز و نگاه و لب توست
و کجاست آن دل و دست ؟
و کجاست آن دل مست ؟
و کجاست آن همه احساس تو و بودن من ؟
چه کسی بود که پر پر نگه ات کرد و دلت پر زد و رفت؟
پی که ؟ در پی که تو پریدی و برفتی ز برم؟
ز بر این دل دیوانه و مست؟
من نگه بر سر آن کوی نگه می دارم
تا تو آیی و بیایی و بگیری نگه ام از بر کوه و ره و دشت
و کنی همره و همدل نگهم با نگهت .
تا دگر پر نزند نگهت از بر این دیوانه دل مست دل پر ز گنه
که گنه می کند او
گنهش جرم نگه کردن اوست بر نگهت !

شاعر: ؟

پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

در جستجویی که در جهان نت داشتم به این سایت برخوردم که پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران زمین است :

http://www.irantarikh.com/iranzamin.htm

دریغ است ایران که ویران شود...

 

پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

یک دسته رازقی

به گوشه ی سازم آویخته ام

تا با آن

غبار از صندوقچه قلبی بردارم

که عشق را در وجودم زنده کرد

و  ای شمایی که کارتان غبارآلوده کردن دلهاست

پشیمانی نصیبتان باد

از پریشانی کردارتان...

 

چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

دلم براي شعرات تنگ شده !

شعر چشمات.

آپديت كن خب شيمگول گامبالو!

سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

این مطلب رو در کتاب " شیطان و دوشیزه پریم " نوشته :" پائولو کوئیلو " خوندم. خیلی جالبه . بخونید خالی از لطف نیست :

وقتي لئوناردو داوينچي نقاشي شام آخررا مي كشيد دچار مشكل جدي شد، او بايد خوبي را در قالب مسيح و بدي را در قالب يهودا ي اسخريوطي ، دوستي كه هنگام شام به عيسي خيانت كرد، به تصوير در مي آورد. از ادامه ي نقاشي دست كشيد تا بتواند چهره هاي ايده آش را براي اين كار پيدا و طراحي كند .

روزي كه به سرود مذهبي دسته ي كُركليسا گوش مي داد ، پسري را ديد كه تصوير مجسم عيسي بود . او را به كارگاهش دعوت كرد . به چهره اش دقيق شد و طرح هايي از او برداشت .

سه سال گذشت ، نقاشي شام آخر تقريبا تمام شده بود اما لئوناردو هنوز نتوانسته بود مدل مناسب يهودا را پيدا كند . كاردينال ( مسئول كليسا ) به او فشار آورد تا هر چه زودتر نقاشي اش را به پايان رساند .

پس از اينكه چند روز به جستجو پرداخت ، سرانجام جوان شكسته و ژنده پوشي و مستي را در جوي فاضلابي ديد . به زحمت دستيارانش را متقاعد كرد او را به كليسا بياورند چون ديگر فرصتي براي كشيدن طرح هاي اوليه نداشت .

جوان گدا را كه متوجه نبود در اطرافش چه مي گذرد ، به آنجا بردند. دستياران او را سر پا نگه داشتند تا لئوناردو بتواند خطوط بي ايماني ، گناه و تكبر را كه به وضوح در چهره اش نمايان بود ، به تصوير بكشد .

وقتي كارش تمام شد ، جوان گدا كه كمي سرحال شده بود ، چشمانش را گشود و نقاشي مقابلش را ديد . با لحني آميخته با وحشت و غم گفت : من قبلا اين نقاشي را ديده ام !

لئوناردو با تعجب پرسيد : چه وقت ؟

جوان گدا گفت: سه سال پيش ، قبل از اينكه همه چيز را از دست بدهم . زماني كه در گروه كر كليسا مي خواندم و زندگيم سراسر رويا بود ، نقاشي از من خواست تا مدل چهره ي عيسي شوم !

 

 

سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

دیروز تولدم بود.دوستان خوبم به یادم بودن و بهم تبریک گفتن. ۳ تا جشن تولد داشتم. یکی توی محل کار همکارای با محبتم. یکی توی خونه خانواده عزیزم. و یکی هم عشقم.

کلی هم کادو گرفتم که بهترینش ...

کاش قدرتونو بدونم . کاش بتونم ...

( هیچ می دونستین که اگر یه نفرو توی خیابون ببینید که داره لنگان راه میره ممکنه که پاش هیچ طوریش نشده باشه!!!!خدا خیر بده واکسی کنار خیابونو !)

دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

او رفت تا بخوابد

و من

در پس سایه های ....

( نرفت بخوابد . همین الان زنگ زد و گفت نمی خواد آپدیت کنی برو بخواب !!!!)

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

یک شاخه رز سفید

 با طعم طالبی

توی خیابونای شلوغ و هراس انگیز

تکیه به یه بازوی قوی و مطمئن

چه صفایی داره تابستون

جمعه نوزدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

گاهی یه ترانه ی کوچولو و زیبا از یه دل مهربون و دوست داشتنی خبر میده. یه ترانه مثل این:

آفتاب مهتاب چه رنگه

سرخ و سفید دو رنگه

 

چهارشنبه هفدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

سکانس اول:

ترس

سکانس دوم:

گریه

سکانس سوم:

خشم

سکانس چهارم:

سکوت

سکانس پنجم:

گریه

سکانس ششم :

پشمک

سکانس هفتم:

عشق تا بی نهایت ...

( نام فیلم : پیرمردی با ریش پشمکی )

 

 

چهارشنبه هفدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

توی کتابای فیزیک دوران دبیرستان خونده بودم که هر دو جسم در دنیا بر هم نیرو وارد می کند و با این روش بر هم تاثیر میذارن.

مثلا دو تا کتاب یکیشون توی ایران یکیشون مثلا توی ایتالیا. و یا مثلا دو تا تبخال یکیشون رو لب یه نفر این گوشه ی تهران و اون یکی یه جای دیگه!

بگذریم...

وقتی همیشه دو تا چشم شیطون و براقو بیبینی که با عشق بهت نگاه میکنن اونوقت خیلی برات سخت میشه که اونا رو آروم و مظلوم و بیمار ببینی. ( خیلی دیدنشون سخت بود قلبمو به تپش مینداخت. گفتم که آخه من خیلی بدم میاد توی یه موقعیتی قرار بگیرم که هیچ کاری برای بهبودی اوضاع نتونم انجام بدم.)

- زود زود خوب خوبش کن خداجونم.

 

سه شنبه شانزدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

امروز صبح که میومدم سر کار کنار جدول یه خیابون یه کبوتر دیدم.

یه کبوتر مرده ...

شنبه سیزدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

توهمیشه اولینی ...

( باور کن)

 

جمعه دوازدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

همه دارایی من

یک سبد سیب نگاه است

از باغ خدا

با دلی عشق آگین

همه ارزانی تو

" تولدت مبارک "

تولدت مبارک به ۱۶۱ زبان مختلف دنیا :

 

زبان چطوری خوانده می شه؟
Afrikaans Veels geluk met jou verjaarsdag!
Albanian Urime ditelindjen!
Alsatian Gueter geburtsdaa!
Amharic Melkam lidet!
Arabic Eid milaad saeed! or Kul sana wa inta/i tayeb/a! (masculine/feminine)
Armenian Taredartzet shnorhavor! or Tsenund shnorhavor!
Assyrian Eida D’moladukh Hawee Brikha!
Austrian-Viennese Ois guade winsch i dia zum Gbuadsdog!
Aymara (Bolivia) Suma Urupnaya Cchuru Uromankja!
Azerbaijani Ad gununuz mubarek! — for people older than you
Ad gunun mubarek! — for people younger than you
Basque Zorionak!
Belauan-Micronesian Ungil el cherellem!
Bengali (Bangladesh/India) Shuvo Jonmodin!
Bicol (Philippines) Maogmang Pagkamundag!
Bislama (Vanuatu) Hapi betde! or Yumi selebretem de blong bon blong yu!
Brazil ParabŽns a voc !
ParabŽns a voc ,
nesta data querida muitas felicidades e muitos anos de vida.
Breton Deiz-ha-bloaz laouen deoc’h!
Bulgarian Chestit Rojden Den!
Cambodian Som owie nek mein aryouk yrinyu!
Catalan Per molts anys! or Bon aniversari! or Moltes Felicitats!
Chamorro Biba Kumplianos!
Chinese-Cantonese Sun Yat Fai Lok!
Chinese Fuzhou San Ni Kuai Lo!
Chiness-Hakka Sang Ngit Fai Lok!
Chinese-Mandarin qu ni sheng er kuai le
Chinese-Shanghaiese San ruit kua lok!
Chinese-Tiociu Se Jit khuai lak!
Chronia Polla NA ZHSHS
Croatian Sretan Rodendan!
Czech Vsechno nejlepsi k Tvym narozeninam!!
Danish Tillykke med fodselsdagen!
Dutch-Antwerps Ne gelukkege verjoardach!
Dutch-Bilzers Ne geleukkege verjoardoag!
Dutch-Drents Fellisiteert!
Dutch-Flemish Gelukkige verjaardag! or Prettige verjaardag!
Dutch-Frisian Fan herte lokwinske!
Dutch-Limburgs Proficiat! or Perfisia!
Dutch-Spouwers Ne geleukkege verjeurdoag!
Dutch-Twents Gefeliciteard met oen’n verjoardag!
Dutch Hartelijk gefeliciteerd! or Van harte gefeliciteerd met je verjaardag!
English Happy Birthday!
Esperanto Felichan Naskightagon!
Estonian Palju onne sunnipaevaks!
Euskera Zorionak zure urtebetetze egunean!
Faroes ( Faroe island ) Tillukku vid fodingardegnum!
Farsi Tavalodet Mobarak!
Finnish Hyvaa syntymapaivaa!
French (Canada) Bonne Fete!
French Joyeux Anniversaire!
Frisian Lokkiche jierdei!
Gaelic (Irish) L‡ breithe mhaith agat!
Gaelic (Scottish) Co` latha breith sona dhuibh!
Galician (Spain) Ledicia no teu cumpreanos!
Georgian Gilotcav dabadebis dges!
German-Badisch Allis Guedi zu dim Fescht!
German-Bavarian Ois Guade zu Deim Geburdstog!
German-Berlinisch Allet Jute ooch zum Jeburtstach! or Ick wuensch da allet Jute zum Jeburtstach!
German-Bernese Es Muentschi zum Geburri!
German-Camelottisch Ewllews Gewtew zewm Gewbewrtstewg. Mew!
German-Frankonian Allmecht! Iich wuensch Dir aan guuadn Gebuardsdooch!
German-Lichtenstein Haerzliche Glueckwuensche zum Geburtstag!
German-Moselfraenkisch Haezzlische Glickwunsch zem Gebordsdach!
German-Plattdeutsch Ick wuensch Di allns Gode ton Geburtsdach!
German-Rhoihessisch Ich gratelier Dir aach zum Geburtstag!
German-Ruhr Allet Gute zum Gebuatstach!
German-Saarlaendisch Alles Gudde for dei Gebordsdaach!
German-Saechsisch Herzlischen Gliggwunsch zum Geburdsdaach!
German-Schwaebisch Aelles Guade zom Gebordzdag!
German-Wienerisch Ois Guade zum Geburdsdog!
German Alles Gute zum Geburtstag!
Greek Eytyxismena Genethlia! or Chronia Pola!
Greenlandic Inuuinni pilluarit!
Gronings (Netherlands) Fielsteerd mit joen verjoardag!
Gujarati (India) Janma Divas Mubarak!
Gujrati (Pakistan) Saal Mubarak!
Guarani (Paraguay Indian)] Vy-Apave Nde Arambotyre!
Hawaiian Hau`oli la hanau!
Hiligaynon (Philippines) Masadya gid nga adlaw sa imo pagkatawo!
Hindi (India) Janam Din ki badhai! or Janam Din ki shubkamnaayein!
Hungarian Boldog szuletesnapot! or Isten eltessen!
Icelandic Til hamingju med afmaelisdaginn!
Indonesian Selamat Ulang Tahun!
Irish-gaelic La-breithe mhaith agat! or Co` latha breith sona dhut! Or Breithla Shona Dhuit!
Italian Buon Compleanno!
Italian (Piedmont) Bun Cumpleani!
Italian (Romagna) At faz tent avguri ad bon cumplean!
Japanese Otanjou-bi Omedetou Gozaimasu!
Javaans-Indonesia Slamet Ulang Taunmoe!
Jerriais Bouon Anniversaithe!
Kannada (India) Huttida Habba Subashayagalu!
Kapangpangan (Philippines) Mayap a Kebaitan
Kashmiri (India) Voharvod Mubarak Chuy!
Kazakh (Kazakstan) Tughan kuninmen!
Klingon Quchjaj qoSlIj!
Korean Saeng il chuk ha ham ni da!
Kurdish Rojbun a te piroz be!
Kyrgyz Tulgan kunum menen!
Latin Fortuna dies natalis!
Latvian Daudz laimes dzimsanas diena!
Lithuanian Sveikinu su gimtadieniu! or Geriausi linkejimaigimtadienio progal
Luganda Nkwagaliza amazalibwa go amalungi!
Luxembourgeois Vill Gleck fir daei Geburtsdaag!
Macedonian Sreken roden den!
Malayalam (India) Pirannal Aasamsakal! or Janmadinasamsakal!
Malaysian Selamat Hari Jadi!
Maltese Nifrahlek ghal gheluq sninek!
Maori Kia huritau ki a koe!
Marathi (India) Wadhdiwasachya Shubhechha!
Mauritian Kreol mo swet u en bonlaniverser!
Mbula (Umboi Island, Papua New Guinea) Leleng ambai pa mbeng ku taipet i!
Mongolian Torson odriin mend hurgee!
Navajo bil hoozho bi’dizhchi-neeji’ ‘aneilkaah!
Niederdeutsch (North Germany) Ick gratuleer di scheun!
Nepali Janma dhin ko Subha kamana!
Norwegian Gratulerer med dagen!
Oriya (India) Janmadina Abhinandan!
Papiamento (lower Dutch Antilles) Masha Pabien I hopi aña mas!
Pashto (Afganistan) Padayish rawaz day unbaraksha!
Persian Tavalodet Mobarak!
Pinoy (Philippines) Maligayang kaarawan sa iyo!
Polish Wszystkiego Najlepszego! or Wszystkiego najlepszego zokazji urodzin!
wszystkiego najlepszego z okazji urodzin
Portuguese (Brazil) Parabens pelo seu aniversario! or Parabenspara voce! or Parabens e muitas felicidades!
Portuguese Feliz Aniversario! or Parabens!
Punjabi (India) Janam din diyan wadhayian!
Rajasthani (India) Janam ghaanth ri badhai, khoob jeeyo!
Romanian La Multi Ani!
Rosarino Basico (Argentina) Feneligiz Cunumplegeanagonos!
Russian S dniom razhdjenia! or Pazdravliayu s dniom razhdjenia!
Sami/Lappish Lihkos Riegadanbeaivvis!
Samoan Manuia lou aso fanau!
Sanskrit (India) Ravihi janmadinam aacharati!
Sardinian (Italy) Achent’annos! Achent’annos!
Schwyzerduetsch (Swiss German) Vill Glück zum Geburri!
Serbian Srecan Rodjendan!
Slovak Vsetko najlepsie k narodeninam!
Slovene Vse najboljse za rojstni dan!
Sotho Masego motsatsing la psalo!
Spanish Feliz Cumplea–os!
Sri Lankan Suba Upan dinayak vewa!
Sundanese Wilujeng Tepang Taun!
Surinamese Mi fresteri ju!
Swahili Hongera! or Heri ya Siku kuu!
Swedish Grattis pŒ fšdelsedagen
Syriac Tahnyotho or brigo!
Tagalog (Philippines) Maligayang Bati Sa Iyong Kaarawan!
Taiwanese San leaz quiet lo!
Tamil (India) Piranda naal vaazhthukkal!
Telugu (India) Janmadina subha kankshalu!
Telugu Puttina Roju Shubakanksalu!
Thai Suk San Wan Keut!
Tibetan Droonkher Tashi Delek!
Tulu(Karnataka - India) Putudina dina saukhya!
Turkish Dogum gunun kutlu olsun!
Ukrainian Mnohiya lita! or Z dnem narodjennia!
Urdu (India) Janam Din Mubarak
Urdu (Pakistan) Saalgirah Mubarak!
Vietnamese Chuc Mung Sinh Nhat!
Visayan (Philippines) Malipayong adlaw nga natawhan!
Welsh Penblwydd Hapus i Chi!
Xhosa (South Afican) Imini emandi kuwe!
Yiddish A Freilekhn Gebortstog!
Yoruba (Nigeria) Eku Ojobi!
Zulu (South Afican) Ilanga elimndandi kuwe!

 

 

جمعه دوازدهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

 

سابقه وجود شعر ایران به دوران باستان بر می گردد . مهمترین متن شعری که از دوران باستان به دست داریم ،بخش گاتهای اوستا،کتاب مذهبی زرتشت هست که میتوان آن را قدیمیترین سخن موزون در ایران دانست.

وجود گوسانها در دوران اشکانیان (250م .266م)و خنیا گران در دوران ساسانی(266م . 652م) میتواند نشانه قطعی برای وجود شعر (همراه با موسیقی)در ایران قبل از اسلام باشد.
سرودهای مانویان نیز نمونه های از شعر قدیمی دینی و عرفانی ایران قبل از اسلام می باشد.
درایران بعد از اسلام نیز ,شعر در لهجه های دری و چه در دیگر لهجه های محلی,همچنان وجود داشت و در کتابهای مربوطه به تاریخ ادبیات,اشاراتی به آنها شده است و نمونه های از هر کدام آمده است. آنچه مسلم است,شعر در ایران و نیز چند قرن بعد از آن ,همراه با موسیقی خونده میشده است و همچنین همراه بودن آن با موسیقی موجب گشته است که به ندرت آنها ثبت گردند.
در طول قرون دو و سه هجری بر اثر آشنا شدن ایرانیان با شعر و ادب عربی,به تریج عروض معمول در شعر عربی ,برقالبهای شعر شعر فارسی و دری و بعضی از شعر های لهجه های دیگر ایران منطبق شد وشاعر های ایرانی از آن به بعد ,در قالبهای مختلف که بعضی از آنها خاص شعر فارسی بود و بعضی از شعر عربی اقتباس گشته بود, به وزن عروضی ضعر سرودند و به این ترتیب جریان شعر از فارسی که شعر معروف ایران معروف به شعر فارسی دری است , جدا از شعر محلی و شعر آمیانه در در کنار آنها رشد و تحول یافت و برای مضمونهایی از قبیل حماسه,شعر تعلیمی , شعر عرفانی ,شعر غنایی و مانند آنها به کار رفت در طول این مدت,بر حسب تحول زبان فارسی در زمانها ومکانها
و همچنین در اوضاع واحوال اجتماعی و سیاسی هر دوره ,اختصاصاتی یافت که موجب به وجود آمدن سبکهای مختلف در شعر فارسی گشت.
درباره نخستین شاعری که به زبان فارسی و دری ودر وزنهای عروضی شعر سروده, روایتهای گوناگونی وجود دارد .
قدیمیترین مأخذی که به این موضوع اشاره دارد تاریخ سیستان است از مؤلفی ناشناس که بخش قدیمیتر آن ,در قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم تألیف شده است.
بنا به نوشته ی نویسنده این کتاب ,نخستین شعر عروضی فارسی دری را محمد بن وصیف سگزی ,دبیر یعقوب لیث صفاری(247 . 265 ق) در اواسط قرن سوم هجری سروده است. این شعر قصیده ای است در در مدح یعقوب لیث پس از فتح خراسان و هرات و در آن به غلبه یعقوبلیث بر امار خارجی که در سال 251 قمری اتفاق افتاده است ,اشار شده .
بنا بر این تاریخ سرودن ان حدود251 قمری است .

از یکی دو شاعر دیگر همزمان با محمد بن وصیف ,از جمله ((بسام کورد))(کرد) و محمد بن ملخد سگزی اشعاری در باره همین واقعه تاریخی ذکر گردید است نا هماهنگی و ناهمخوانی این اشعار باوزن آنها نشانه ی ابتدایی بودن شعر عروضی در این دوره هست.
در کتابهای ادب و تذکرهای شعرا نام شاعران دیگری به عنوان اولین شاعرهای زبان فارسی ذگکر گردده که از ان میان میتوان به نامهای زیر اشاره نمود:
حنظه ی باذغیسی ,محمود وراق هروی,ابو حفص حکیم بن احوص سغدی, فیروز مشرقی , و ابو سلیک گرگانی که ازز آنان اشعاری نقل شده ,اما اغلب تاریخی که برای زندگی آنان ذکر شده قابل تطبیق با خصوصیات اشعار قرن سوم نمیباشد.
در هر حال تاریخ شروع شعر فارسی را میتوان دوره صفاریان(247 . 298 ق) و همزمان با اعلام استقلال به به قدرت رسیدن آنها دانست,کمی بعد از آن با روی کار آمدن سامانیان(361 . 389 ق)در خراسان شعر فارسی دری رو به رشد رفت .آثاری که از شاعران دربار سامانی در دست است چندان زیاد نیست.اما نام شاعران متعدی از ان دوران باقی مانده است که نشانه رواج و رونق شعر در خراسان و ماوراءالنهر (شامل جهوریهای,ترگمنستان , ازبکستان , تاجیکستان , و قرقیزستان امروزی و چندین سرزمین دیگر ) در سالهای قدرت و تسلط آنان است.مهمترین شاعران دوره سامانی ابو عبد اله جعفربن محمد رودکی سمرقندی (متوفی239 ق ) مبتکر قصیده های مدحی و منظومه های متعدد از جمله کلیله و دمنه است که جز چند بیت از آن باقی نمانده است . از آنجا که اشعار باقیمانده از رودکی بیش از شاعران قبل و هم عصر او است و همه جا به کثرت اثار او اشاره شده است او را پدر شعر فارسی لقب داده اند .
ابو شکور بلخی (قرن چهارم ق) سرایندهُ منظومه آفرین(حدود333 ق)ابو منصور بن احمد دقیقی ، ابوالحسن علی بن محمد منجیک ترمذی(نیمهُ دوم قرن چهارم )ابوالحسن شهید ابن حسین بلخی(متوفی 325 ق) مجمع شاعران شد.از میان پادشاهان غزنوی سلطان محمود(389 . 421 ق) به حمایت از شاعران معروف است. در دوره غزنویان نیز حوضهُ گسترش زبان فارسی دری ، هنوز از محدوده مشرق ایران تجاوز نمیکرد ودر همبن ناحیه ی محدود تعداد زیادی شاعر ظهور نمودند و آثار مهمی به وجود آوردند که بخش عظیمی از آن هنوز باقی مانده است.شاعران این دوره غلبهای مختلف شعر را به کار گرفته اند .ابوالنجم احمد بن قوص منوچهری دامغانی (متوفی 432 ق)قالب مسمط را ابداع نمود. به طور کلی تنوع مضمونها ، از قبیل مدح و هجو و هزل و نیز خلق منظومه های داستانی و حماسی از ویژگیهای شعر این دوره است . این دوره به خصوص با سرودن حماسه های ملی ، مشخص میشود و مشخصترین چهره ی شاعران حماسه سرای این دوره ، ابو القاسم منصور بن حسن فردوسی (239 . 411 ق) است و مهمترین اثر این دوره در این زمینه ، شاهنامه است که بزرگترین اثر حماسی زبان فارسی محسوب میشود قصیده سرایی یکی دیگر از جلوه های این دوره است.ابوالحسن علی بن جلوغ فرخی سیستانی (متوفی 429 . ق) منوچهری و ابوالقاسم حسن بن عنصری (متوفی (431 . ق)و بسیاری دیگر از شاعران ، با سرودن قصیده های متعدد در شرح فتوحات سلطان محمود و دیگر پا دشاهان و امری غزنوی ، نوع قصیده ی مدحیه را مشخص نمودند ، در این دوره منظومه سرایی نیز رواج تمام داشته است و ابیات پراکنده ای از منظومه هایی که ز میان رفه اند ونیز منظومه ی کاملی از شاعری با نام عیوقی (اواخر قرن چهارم واوایل قرن پنجم) از آثار بازمانده این دوره است.
شاعران مهم این دوره ، عبارت اند از :
فرخی ، منوچهری ، عنصری ، فردوسی ، لبیبی(اوایل قرن پنجم) ، ابوزید محمد بن علی غضایری رازی(اوایل قرن پنجم) ، عسجدی(اوایل قرن پنجم) و عیوقی.
مجموعه اختصاصاتی که در این وره وجود دارد ، نمایانگر اسلوبی است که به سبک خراسانی معروف شده است.
در نیمه ی دوم قرن پنجم ، شعر فارسی وارد مرحله جدیدی از تحول شد.
در طول دوره ای که تا اوایل قرن هفتم یعنی پیش از حمله ی مغول به ایران (615 . ق)
ادامه داشت ، زبان فارسی همراه با حکومتهای مستفل سلجوقیان (429 . 700 ق) وخوارزمشاهیان (521 .628 ق) که در نواحی مرکزی ایران به وجود آمدند ،
از محدوده ناحیه شرقی ایران بهاین نواحی منتقل شد وبا لحجه های نقاط دیگر ایران و همچنین با زبان عربی ، آمیز بیشری یافت . بر اثر تغیر اوضاع اجتماعی و سیاسی ، در موضوعها و مضمونهای شعر نیز تحولاتی پدید آمد.
قوت گرفتن صوفیه و وارد شدن افکار عرفانی ، عمق و وسعت بیشتری به شعر داد سنایی غزنوی (متوفی 525 یا 535 ق)نوعی شعر خاص را که به شعر عرفنی معروف شد ، پایه گذاری نمود.
در همین دوره ناصرخسرو قبادیانی (متوفی 481 ق)با سرودن قصیده های فلسفی و اخلاقی و آمیخن بحثها و افکار تازه ، قصیده را از صورت قصیده ی مدحی که تا ان دوره معمول بود ، بیرون اورد و به ان رنگ دیگری بخشید . خیام قالب رباعی را برای بیان افکار فلسفی خود بر گزید.
فخر الدین اسد گرگانی مخنظومه ویس و رامین را از زبان پهلوی به شعر فارسی در اورد و کار او کمی بعد ، سرمشق نظامی گنجوی شد.
از شاعران معروف نیمه دوم قرن ششم ،اوحد الدینمحمد بن محمد انوری (متوفی581 ق) که از نظر زبان تشخص دارد ، زیرا زبان شعری او به زبان محاوره که با کلمات عربی آمیخته بود بسیار نزدیک است و کوششی که برای بیان مضامین دقیق و استفاده از افکار علمی و کاربرد اصطلاحات و مطالب علوم مختلف در شعر دارد شعر او و شاعران نظیر او (از جمله خاقانی متوفی 595 و نظامی گنجوی) محتاج به شرح و تفسیر کرده است.
غزل از جمله قالبهایی است که دراین دوره مورد وجه شاعرامن زیادی قرار گرفت و بخش مهمی از دیوانهای شاعران بزرگ به آن اختصاص یافته است. یکی از عللی که باعث توجه شاعران به غزل شد ، رونق گرفتن کار متصوفه از اوایل قرن پنجم به بعد است که مقدمات اعتلای غزل در قرن هفتم به وجود اورد . چند حماسه نیز به تقلید از فردوس در همین دوره سروده شد که مهمترین انها گرشاسبنامه (458 ق)ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی (متوفی 465 ق) و همچنین بهمن نامه ایرانشاه بن ابوالخیر شاعر اوایل قرن ششم و نیز شهریار نامه اثر سراج الدین عثمان محمد مختاری غزنوی(متوفی 543 ق) است.
در نیمه ی دوم قرن ششم ، دو حوضه مهم ادبی در ایران به وجود آمد:
اول حوضه ی عراق عجم (ناحیه ی مرکزی ایران شاملشهرهای اصفهان ، همدان ، ری و شهرهای نزدیک آنها )که جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی (متوفی 588 ق) اثیرالدین اخسیکتی (متوفی 570 یا 577 ق) ظهیر الدین فاریابی (متوفی 598 ق) از جمله ان شاعران محسوب میشوند.حوضه ادبی دیگر این دوره در شمال غربی ایرانبه وجود امد که شاعران ان با شاعران حوضه ی عراق در ارتباط بودند و در بسیاری جهات از انها تاثیر پذیرفتند .
خاقانی شروانی (متوفی 595 ق) نظامی گنجوی و فلکی شروانی معروفترین شعرای این دوره محسوب میگردند.مجموعه ویزگی شعر شاعرانی که در این دوحوضه به وجود امدند ، به سبک عراقی معروف شده اند.
شاعران مهم این دوره ی طولانی عبارتند از:
فخرالدین اسعد گرگانی ، زین الدین ابوبکر اسماعیل ازرقیهروی (متوفی 465 ق)ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی ، ابومنصور قطران تبریزی (متوفی بعد از 481 ق)ابئ معین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی ، ابوالفتح عمر بن ابراهیم ، خیام نیشابوری ، ابو عبد اله محمد بن عبدالملک امیر معزی ، شهاب الدین ععمعق بخارایی(متوفی 543 ق)سراج الدین عثمان بن محمد مختاری غزنوی(متوفی 544 یا 549 ق) شهاب الدین بن اسماعیل صابر ترمذی (متوفی 546 ق)شاعر حجو پرداز ، شمی الدین محمد بن علی سوزنی سمرقندی(متوفی 563 ق) رشید الدین محمد بن عبد الجمیل و طواط (متوفی 573 ق )ابوالفرج بن مسعود رونی ، مسعود سعد سلمان(438 . 515 ق)ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی، سید حسن غزنوی(متوفی 566 ق)عبد الواسع جبلی (متوفی 555 ق)اوحد الدین محمد بن محمد انوری ابیرودی ، اثیر الدین اخسیکتی (متوفی 570 یا 577 ق )مجیر الدین بیلقانی (586 ق) جمال الدین محمد بن عبد الرزاق اصفحانی ، ظهیر الدین ابوالفضل ظاهر بن محمد فاریابی (متوفی 598 ق) ابوالنظام محمد فلکی شروانی ، افضل الدین بدیل بن علی خاقانی ، جمال الدین ابو محمد الیاس بن یوسف نظامی گنجوی و فرید الدین ابو حامد محمد عطار نیشابوری.
حمله مغول در اوایل قرن هفتم ، و ویرانی ها و پریشانیهای حاصل از آن ، اثرات بسیاری در اوضاع اجتماعی و سیاسی و درنتیجه ادبیات و شعر فارسی بر جا گذاشت بر اثر این حمله دولت و دربار مقتدرمرکزی از بین رفت و تعداد بسیارز زیادی از اهل قلم و ادب به کشورهای دورتر یعنی نواحی غربی ایران(آسیای صغیر)یا به کشورهای شرق ، از جمله هندوستان پناه بردند .با این همه هنوز در قرن هفتم و بخشی از قرن هشتم ، به نام شاعرانی بزرگ بر میخوریم که میتوان انها را اخرین بازماندگان محیطهای فرهنگی قبل از مغول دانست که دربارهای کوچک محلی یا خانقاه های متصوفه خارج از ایران ، نشو و نما یافتند.
از اختصاصات شعر قرن هفتم به بعد ، آمیختگی زبان آن با لحجه های نواحی جدید و به خصوص با لغات و اصتلاحات ترکی و مغولی است . که نتیجه حکومت ممتد مغولان در ایران است . بسیاری از شاعران این دورا ن این طور شعر های ملمع به فارسی .و ترکی سرودند و گاه به سرودن شعر ترکی دست زدند در مثنوی جلال الدین محمد مولوی بلخی (604. 672 ق) ونیز دیوان غزلیات او معروف به دیوان شمس ، کلمات ترکیبی بسیار به کار رفته است ، در این دوره شعر مدحی در اثر بر افتادن در بارها و نیز اوضاع نابه سامان اجتماعی کمتر سروده شد و شاعران بیشتر به سرودن غزلیات عارفانه و منظومه سرایی رو کردند.
علاوه بر مولوی شاخص ترین چهره شعر این دوره مشرف الدین مصلح سعدی شیرازی است که با غزلیات عاشقانه و قصاید و کتاب بوستان یا سعدی نامه و نثر
معروف خود در گلستان مشهور است .
از نظر مضمون شعر این دوره بیشتر جنبه ی پند و اندرز دارد و حاوی مضامین عرفانی و اخلاقی است . منظومه سرایی در این دوره به تقلید از نظامی گنجوی در منظومه های غنایی و تاریخی و از ثنایی غزنوی ، عطار نیشابوری در منظومه های عرفانی ادامه یافته است .امیر خسرو دهلوی (651 . 725 ق) بزرگترین مقلد نظامی گنجوی در این عهد است . اما مهمترین مثنوی عرفانی زبان فارسی یعنی (مثنوی) معنوی جلال الدین محمد مولوی بلخی ، در این دوره سروده شد (عشاقنامه) فخر الدین عراقی ( 610 .688 ق) (گلشن راز)شیخ محمود شبستری متوفی(720 ق) و (جام جم) رکن الدین اوحدی مراغه ای (متوفی 738 ق) نیز از جمله مضمونهای عرفانی این دوره اند در همین دوره ، سعدی ، بوستان یا سعدینامه را که منظومه ای در شعرتعلیمی ، است سروده است.
قرن هفتم و هشتم دوره ِ رواج اعتلای غزل است.کمال الدین ابوالعطا محمود بن علی کرمانی معروف به خواجو(689 . 570 ق) و همزمان با او شمس الدین محمد بن بهاء الدین حافظ شیرازی(متوفی 791 ق) درخشانترین چهره ی غزل فارسی در این دوره ظهورنمودند.
از شاعران معروف قرن هفتم و هشتم ، علاوه بر انها که ذکرشان گذشت ، اثیر الدین عبد اله اومانی (متوفی 656 یا665 ق)افض الدین کاشانی معروف به بابا افضل (متوفی 667 ق)سیف الدین اسفرنگ (متوفی 672 ق)سیف الدین محمد فرغانی (متوفی نیمه اول قرن هشتم) بدر الدین جاجمری (متوفی 688 ق) مجدالدین همگر (متوفی686 ق)همام الدین تبریزی(متوفی 714 ق)کمال خجندی(متوفی803 ق)اوحد الدین کرمانی (متوفی 635 ق)ابن یمین فریومدیجوینی(متوفی 769 ق)نظام الدین عبید زاکانی قزوینی(متوفی771 ق)طنز پرداز و منتقد اجتماعی ، جمال الدین سلمان بن الاء الدین محمد ساوجی (متوفی 778 ق) امیر خسرو دهلوی (متوفی 725 ق) خواجه حسن دهلوی (متوفی 777 ق) و ناصر بخاری (متوفی 779 ق) را میتوان نام برد .
از اواخر قرن هشتم تا اوایل قرن دهم علاوه بر تیموریان (771 . 911 ق)حکومتهای کوچکی مانند ازبکان و ترکمانان قراقویوملو و آق قویونلو در گو شه .و کنار ایران به وجود آمدند ، این دوره از نظر سیاسی به نسبت دوره آرامتری بود و هرات پایتخت تیموریان و همچنیدن دربارهای کوچک داخل ایران ، مراکزی برای پرورش هنر و ادب شدند .
از طرف دیگر ، زبان و ادبیات فارسی در آسیای صغیر در دربار عثمانیان و هندوستان در دستگاه پادشاهان بهمنی کشمیر و عادلشاهیان و دولت مغول هند ، پناهگاهی یافت با این همه بر اثر غلبه ترک زبانان و دور شدن از مبانی فرهنگی پیشین و آسانگیری کار تعلیم و تعلم شاعرانم زبان شعر دذر این دوران به ضعف و سستی گرایید .از طرف دیگر ضعف زبان و رو کردن به موضوع ها و نکگته های دقیقباعث عدم هماهنگی بین لفظ و معنی شد درنتیجه اشعار سست و مبهم سروده شد که دستیابی به مفهوم انان بی فایده است به خصوص که شاعران این دوره در عین حال به آرایشهای کلام و به کارگیری صنایع بدیع در شعر گرایش بسیار داشتند و به طور کلی شعر مصنوع بسند خااطر روزگار بود از مضمونها و موضونهای متداول شعر این دوره ذکر اوصاف و مناقب و کرامات پیشوایان دین است وبعضی شاعران ، دیوانهای جداگانه ای در توحید و ستایش رسول و اهل بیت یا در مرثیه ی آنها ترتیب داده اند که همه ی اینها مقدمه ی شیوع این نوع شعر در زمان صفویان (907 . 1148 ق) شد.
غزلسرایی در این دوره نیز ، تقلید از غزلسزایی غزلسرایان گذشته ، به خصوص حافظ است و حماسه ها بیشتر جنبه ی تاریخی دارند .
نوعی شعر خاص که در گزشته بیشتر مورد توجه بود در این دوره رواج فوق العاده یافت معماپردازی یا((لغز)) است.
یکی دو تن از شاعران این دوره به قصد یافتن مضمونهای تازه ،شروع به سرودن نوعی شعر کردند که تا ان زمان کمتر سابقه داشت و آن به کاربردن اصطلاحات خوراکیها و پوشاکیها در شعر بود .قصد آنهادراین کار بیشتر سرودن شعر طنز آمیز و در حقیقت نوعی نقیضه پردازی بود.
شیخ ابواسحق شیرازی معروف به بسحاق اطعمه(متوفی 830 ق) که در مورد خوراکیها شعر سرود و نظام الدین محمود غاری یزدی(قرن نهم) معروف به شیخ البسه ،که دیوانی در توصیف تنواع لباس و پوشاکیها و پارچه ها دارد ، نام خود را از این ابتکار وابداع خویش گرفته اند. در این دوره ، سرودن ساقینامه و ماده تاریخ در میان شاعران بسیار متداول بود.
بعضی از شاعران این دوره عبارتند از:
مولانا محمد بن عبدالهکاتبی ترشیزی(متوفی 839 ق)سید علی بن نصیر بن هارون معروف به قاسم انوار(متوفی837 ق) عصمت بخاری (متوفی 829 ق)سید نعمت اله ولی کرمانی (730 . 834 ق) مولانا محمد حسام الدین مشهور به ابن حسام (متوفی 875 ق)و بلاخره نورالدین عبدالرحمن جامی(817 . 898 ق) که میتوان او را بزرگترین شاعر این دوره نامید.
از آغاز قرن دهم تا میانه ی قرن دوازدهم (تقریبا" همزمان با دوره صفویان)شعر فارسی با انکه از توجه و حمایت پادشاهان ایرانی محروم بود اما هم در ایران و هم از کشورهای خارج از ایران ، رواج تمام یافت .پادشاهان عثمانی در آسیای صغیروپادشاهان دولت بهمنی دکن وشیرشاهیان دهلی و حاکمان مستقل بنگاله ، گجرات کشمیر و همچنین ازبکان در آسیای میانه ، مروجان شعر و زبان فارسی در کشورهای شرقی مجاور ایران بودند.
در این دوره بود که شاعران بسیار ،به خصوص از شهرها و ولایات هند.(دهلی ،لاهور،کشمیر)برخاستند وشاعران بسیاری از ایران به دربارهای هند پناه بردند.
از میان اقسام شعر فارسی ،غزل ذر این دوره بیش از همه مورد استقبال شاعران بود و اغلب آنها ،آمیخته ای بود از مضامین مختلف و نا همگون عاشقانه ،عارفانه،حکیمانه.
قصیده سرایی در این دوره به نسبت تداولی نداشت و موضوع بیشتر آنها منقبت پیغمبر و ائمه بود.قصیده های مدحی را بیشتر شاعرانی که در دربارهای هند ساکن بودند در ستایش بزرگان آن دیار میسرودند .زبان اکثر قصیده ها مانند غزل به زبان محاوره ی زمان نزدیک شد وحتی از نظر عدم پیوستگی ابیات و توجه به مضمون پردازی شیوه ی غزل در قصیده سرایی نیز نفوذ یافت.
قصیده های خواجه حسن ثنایی (متوفی 995 ق ) و جمال الدین محمد عرفی شیرازی(متوفی 999ق) نمونه هایی از این قصاید هستند .
از ویژگیهای دیگر قصیده های این دوره ، طولانی بودن انهاست .شاعران گاه تا چندین بار در قصیده های تجدید مطلع مینمودند و به همین ترتیب ،ترکیب بندها و ترجیعبند های طولانی نیز سروده شد.سرودن منظومه ها به تقلید از شاعران گذشته همچنان در این دوره ادامه داشت و با نیرو گرفتن شیعه ی اثنی عشری ،سرودن شعرهای مذهبی ،در ادامه کار شاعران قرن هشتم و نهم رواج تمام یافت.محتشم کاشانی(متوفی 996 ق)دوازده بند معروف خود را در مرثیه اهل بیت در همین دوره سرود.منظومه ای به نام صاحب قران نامه ،از شاعری ناشناس که در باره حمزه بن عبد اله خارجی(متوفی213 ق)و جنگهای او سروده شد ،از جمله حماسه های این دوره است .ماده تاریخسازی و معما پردازی نیز که اوایل قرن نهم مرسوم شدهبود،همچنان ادامه داشت.
از ابداعات شاعران عهد صفوی سرودن اشعاری بود معروف به شهر اشوب که شاعران بسیاری در این زمینه طبع خود را آزمودند.هر چند به علت نفوز روز افزون دین اسلام ،دایره ی نفوذ واژه های عربی به زبان فارسی وسیعتر شد و بسیاری از نویسندگان اثار خود را به عربی مینوشتند،اما زبان شعر این عهد ،کمتر از نثر تحت تأثیر زبانعربی قرار داشت و تداخل زبان عربی در شعر این دوره از حد زبان متداول روزمره تجاوز ننمود.
در عین حال عدم اگاهی فرهنگی شاعران که نتیجه ی مستقیم انتقال شعر به محیطهای کم فرهنگ اجتماع و طبقات پیشه ور بود،لغزشهای لفظی بسیاری در شعر به وجود آورد.به خصوص که زبان اصلی بسیاری از گویندگان این دوره هندی یا ترکی بود .از طرف دیگر توجه بیش از حدی که شاعران به ابداع مضمونها و به کارگیری تصویرهای خیال داشتند، آنها را از توجه به انتخاب دقیق الفاظ باز میداشت وسستی و کم مایگی زبان که در قرن نهم آغاز شده بود و در طول دوران دویست و پنجاه ساله ای که تا انقراض صفویه و آغاز سلسله ی افشاریه(1148 . 1210 ق) امتداد داشت ، بر شعر فارسی مسلط بود و نمودهای بسیاری از اشعار نامفهوم ومغلوط به وجود آورد.کلیه خصوصیاتی که بر اثر رشد در محیطی خارج از حوضه ی اصلی در زبان و مضمون شعر به وجود امد،به ان ویژگیهایی بخشید که در تقسیمبندی شعر فارسی از نظر سبک ،به سبک هندی معروف شده است.
از میان انبوه شاعرانی که در این دوره ی دویست ساله به ظهوررسیدند میتوان شاعران زیر را نام برد:
بابا فغانی(متوفی 925 ق)شمس الدین محمد وحشی بافقی(متوفی 991ق)محتشم کاشانی(متوفی 996 ق) جمال الدین محمد عرفی شیرازی،ولی دشت بیاضی(متوفی 1021 ق ) طالب املی(متوفی 1035 ق)میر محمد رضی آرتیمانی(متوفی1037 ق) ابوطالب کلیم کاشانی(متوفی 1061 ق) میرزا محمد علیصائب تبریزی(1016_1081 ق)و میرزا عبد القادر بیدل عظیم آبادی(1054_1081 ق).


♣ سبکهای ادبی ♣






♦ شعر فارسی بر حسب موقعیتهای دوره ای و جغرافیایی به سه سبک تقسیم شده است که به ترتیب تاریخی عبارتند از :
سبک خراسانی ، سبک عراقی و سبک هندی که به شرح مختصر آن خواهیم پرداخت:


سبک خراسانی :


این سبک از اواخر قرن سوم تا اوایل قرن ششم به وجود آمد و حوضه ی گسترش ان ،سیستان ،خراسان بزرگ یعنی خراسانهای کنونی ایران و سراسر افغانستان و تمام ماورائ النهر ، به طور کلی شرق ایران است که اولین جنبش های استقلال طلبانه ی ایران بعد از اسلام از انجا شروع شد و با تاسیس سلسله ی صفاریان (247_298 ق) استقلال انها رسمیت یافت.
ازین تاریخ به بعد است که شعر فارسی،با ظهور شاعرانی که اکثرا" از همان نواحی شرقی برخاسته اند و دربارهای حاکم برآن دیار نشو و نما یافته اند ، راه رشد و تکامل میپیماید و به علت برخورداری از اوضاع و احوال واحد و محل رشد و نمود مشترک ،واجد خصوصیاتی میشود که سبک خراسانی نامیده میشود.
وجه مشترک سبک خراسانی ،سادگی زبان و شیوه ی صریح و روشن بیان در توصیفهای ساده از احساسات شخصی و مضمونهای غنایی و وصف طبیعت است. در حقیقت میتوان شعر سبک خراسانی راشعر طبیعت نامید .چون شاعران این دوره به توصیف طبیعت علاقه ی بسیار داشتند.این توصیفها،نشانه ی تماس مستقیم شاعر با اشیاء و اجزای طبیعت است .تصویرهای خیالی که این شاعران به کار میبرند، بسیار ساده و اغلب از نوع تشبیه است .تنها در اواخر قرن پنجم است که بعزی از شاعران از جمله عسجدی (متوفی نیمه اول قرن پنجم) و غضایری رازی(اوایل قرن پنجم)و امیر معزی(متوفی 518 ق)با اقباس از شاعران دیگر تصاویر خیالی ساخته اند که بیشتر جنبه ی عقلانی دارد و از اصالت به دور است.
از میان قالبهای سنتی ، شعر فارسی ،قصیده بیش از همه مورد توجه شاعران این سبک بوده است که شاعرانی از قبیل رودکی (متوفی 329 ق)فرخی(متوفی 429 ق)منوچهری (متوفی 432 ق)و عنصری(متوفی 431 ق) آن را به مدح و کسانی چون ناصر خسرو قبادیانی(متوفی 481 ق ) و کسایی مروزی به مسائل فلسفی و اخلاقی اختصاص داده اند . سرودن مثنویهایی حماسی و غنایی نیز در میان شاعران پیرو سبک خراسانی بسیا ر معمول بوده است شاهنامه فردوسی و ویسو رامین فخر الدین اسعد گرگانی از این نوعند با آنکه از اواخر قرن پنجم به بعد سبک عراقی در آثار بعضی از شاعران شکل گرفت و تا اواخر قرن هشتم سبک مسلط ب رشعر فارسی بود ،اما بعضی از شاعران تا اواسط قرن ششم و هفتم همچنان سرودن شعر به سبک خراسانی را ادامه دادند.
از این گروه :
قطران تبریزی،عمعق بخارایی،مختار غزنوی،صابر ترمذی و سوزنی سمرقندی.


سبک عراقی:


در تاریخ شعر فارسی دری به کجکوعه خصوصیاتی اطلاق میشود که در آثار بیشتر شاعران از نیمه ی دوم قرن ششم تا اواخر قرن نهم به وجود آمد.حوزه ی رشد و گسترش این سبک،اصفهان،همدان،ری،فارس و آذربایجان است و از آنجا که در اصطلاح جغرافیای قدیم نواحی مرکزی و غربی ایران،عراق نامیده میشد،این سبک به عراقی معروف شده است.
مقدمات بروز سبک عراقی ،از اوایل قرن ششم به وجود آمد. در این دوره به علت انتقال مراکز قدرت ،از خراسان به نواحی مرکزی و شمالی ایران رایج شدن زبان فارسی دری در ان نواحی ،تغیراتی در زبان و شیوه ی بیان شاعران به وجود آمد. این تغیرات در طول قرن ششم به تدریج آشکارتر و پس از حمله ی مغول (615 ق) در شعر شاعرانی که در اصفهان و شیراز و در نواحی غربی ایران گرد آمده بودند ،مشخص تر شد.
نخستین ویژگی سبک عراقی،زبان آن است که بر اثر آمیختن با زبان لهجه های مرکزی و شمالی ایران و همچنین زبان عربی که در این مناطق رواج بیشتری داشت،تفاوت کلی با زبان شعر سبک خراسانی یافته است.این زبان،برای بیان مفهیم و مضامین مختلف ، آمادگی بیشتری داشت . علاوه بر این،از قرن هفتم به بعد،زبان شعر با وفور لغات و اصطلاحات ترکی که نتیجه مستقیم حمله مغول و سلطه ی آنان برایران است مشخص میشود. وجود ترکیبات تازه،از ویژگیهای زبان سبک عراقی است که در آثار خاقانی شروانی و نظامی گنجوی بسیار به آن بر میخوریم.
دیگر از خصوصیات سبک عراقی،توجه شاعران پیرو این سبک به آوردن مضمون های و افکار و معانی دقیق و باریک است که اغلب حاصل احاطه و تسلطی است که شاعران به علوم و فنون عصر خود داشته اند و برای مضمون پردازی از ان سود میجستند.
همین توجه شاعران به استفاده از معلومات علمی و به کار بردن اصطلاحات علوم و فنون ایات قران و احادیث و اساطیر مذهبی، که شعر سبک عراقی را مشخص میکند،درک شعر این شاعران را مشکل کرده است به طوری که برای اگاهی از معانی و مفاهیم شعر سبک عراقی،شناخت علوم علوم ان دوران و احاطه بر ان ضروریست، و بر دیوانهای بسیاری از انان شرح هایی نوشته شده است که نکات پیچیده و مشکل ان ها را اشکار میسازد. شاعران پیرو سبک عراقی ،از میان قالبهای شعری بیش از همه به غزل و مثنوی و به صورت منظومه داستانی توجه داشته اند.
اولین نشانه های سبک عراقی را میتوان از دیوان انوری و ابیوردی یافت. جمال الدیم محمد عبد الرزاق اصفهانی،کمال الدین اسماعیل، ظهیر الدین فاریابی،خاقانی شروانی،نظامی گنجوی، سعدی و حافظ از مشخص ترین چهره های سبک عراقی هستند.


سبک هندی:



این شعر بیشتر در بین شاعران فارسی زبان ایران و هند و آسیای صغیر(ارمنستان و ترکیه کنونی)از اوایل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم تقریبا در دوران صفویه در ایران معمول بود.ریشه ی بسیاری از خصوصیاتسبک هندی را در شعر بعضی از شاعران قرن هشتم و نهم ،از جمله بابا فغانی شیرازی(متوفی925 ق) می توان یافت.
نخستین ویزگی شعر سبک هندی ،ساده بودن زبان و نزدیکی آن بهزبان متداول عامه ی مردم است.این خصوصیت،بر اثر دورشدن شعر از حوزه های ادبی و مجالس اشرافی و در باره شیوع آن در بین طبقات مختلف مردم به وجود آمده بود. اولین نشانه های سبک هندی را میتوان در اشعار شاعران اوایل قرن دهم از قبیل هلالی جغتایی اهلی شیرازی و وحشی بافقی یافت. شعر این شاعران که به شاعران مکتب وقوع شهرت یافته اند عکس العملی بو د در برابر مضمونهای تقلیدی و تکراری شاعران قرن نهم.
همین گریز از تکرار و تقلید ، به تدریج شاعران را به ابداع و آفرینش مضمونهای تازه وا داشت و این مضمونهای تازه یا انچخ شاعران خود ، آن را ((معنی بیگانه)) مینامیدند ، با توجه به علاقه فراوان به استفاده از تصاویر خیال و بیان ان در کوتاه ترین شکل کلام ، خصوصیت اصلی شعر سبک هندی را به وجود آورد . بدین ترتیب ، شعر سبک هندی با داشتن مضمونهای تازه و استفاده ی فراوان از تصویرهای خیال و ایجاز در کلام مشخص می شود .
دیگر از خصوصیات سبک هندی ، توجهی است که شاعران این سبک نسبت به زندگی و محیط اطراف خود دارند ، بر خلاف شاعران سبک خراسانی این توجه منحصر به توصیف ساده ی طبیعت و زندگی نیست ، بلکه شاعران سبک هندی اغلب از طریق توصیف طبیعت
، احساسات و عواطف و دیدگاه های خود را نسبت به زندگی بیان میکنند و سعی دارند با کشف ارتباطهای دور از ذهن در میان اجزای طبیعت و زندگی ، خواننده را به اعجاب وادارند.
هر چند بسیاری از شاهران سبک هندی ، به تقلید از نظامی گنجوی (530_619 ق) و امیر خسرو دهلوی(651_725 ق) دست به سرودن
منظومه های داستانی و مذهبی و تاریخی زده اند ، اما خصوصیت این سبک بیشتر در غزلنمایان میشود که از میان غالبهای شعر سنتی فارسی بیش از همه مورد علاقه ی شاعران پیرو این سبک بوده است . بر اثر توجه فوق العاده این شاعران به ایجاز و مضمون سازی صرف، استقلال بیتهای غزل در این شیوه ، بیش از همه ی سبکها ، به چشم میخورد و اغلب تکبیتهای بازمانده از شاعران پیرو این سبک
به علت زبان گفتاری و فشرده ی آن و برخورداری از مضمونهای عام و کلی ، به صورت ضرب المثل در بین مردم رایج شده است.
معروفترین شاعران سبک هندی در مراحل اولیه عبارتند از :
بابا فغانی شیرازی(متوفی 925 ق) و نظیری نیشابوری(1021 ق) و در مراحل بعد جمال الدین محمد بن بدر الدین عرفی شیرازی(963_999 ق) طالب آملی (متوفی 1035 ق) محمد علی صائب تبریزی ، ابوطالب کلیم کاشانی (متوفی 1061 ق) و میرزا عبد القادر بیدل عظیم آبادی .
سبک هندی به تدریج بر اثر مبالغه و افراط شاعران ، به انحطاط گرایید و باعث رکود و تنزل شعر فارسی شد . در اواخر قرن دوازدهم ، نهضت بازگشت ادبی به عنوان عکس العملی برای تجدید حیات شعرفارسی به وجود آمد ، اما نفوذ سبک هندی در شعر فارسی رایج در هند و پاکستان و تاجیکستان و افغانستان تا دوران اخیر ادامه یافت.


بازگشت ادبی:


این اصطلاح به نهضتی اطلاق می شود که از نیمه ی دوم قرن دوازدهم تا اوایل قرن چهاردهم یعنی در فاصله جلوس کریمخان زند تا پایان سلطنت ناصر الدین شاه قاجار در شعر فارسی دری به وجود آمد . ظهور این نهضت ، حاصل دوران آرام سلطنت بیست ساله کریمخان زند و به وجود آمدن مراکز علم و ادب در نواحی مرکزی و جنوبی ایران ، به خصوص شییراز و اصفهان بود . رفاه نسبی حاکم بر این نواحی ، اهل ذوق را به خواندن و نقل و بحث و تدریس آثار شاعران گذشته برانگیخت و در نتیجه جمعی از شاعران در شیراز و اصفهان و خراسان ، با مابه ای از ادبیات گذشته ، به ظهور رسیدند.
بنیانگذاران اصلی این نهضت تنی چند از شاعران اصفهان بودند که مهمترین آنها میر سید علی مشتاق اصفهانی ، سید محمد شعله اصفهانی و میرزا محمد نصیر الدین اصفهانی هستند. شاگردانی که این گروه از شاعران ، تربیت کردند شیوه ی آنها را ادامه دادند . لطف علی بیگ آذربیگدلی شاملو ، هاتف اصفهانی و حاجی سلیمان صباحی بیگدلی کاشانی از جمله شاگردان و دست پروردگان این گروه بودند .
کمی بعد میرزا عبد الوهاب نشاط اصفهانی با هدف تبلیغ و ترویج این روش تازه ، در اصفحان انجمنی به نام ((انجمن نشاط)) تشکیل داد
که هر چند دوران فعالیت آن کوتاه بود اما تاثیر زیادی در اشاعه ی این شیوه داشت .قصد بنیان گذاران و پیروان نهضت بازگشت ادبی ، احیای شعر فارسی و نجات دادن آن از انحطاط و ابتذال حاصل از تسلط سبک هندی بود . این شاعران ، از پیچیدگی و ابهام و مضمون پردازی شاعران سبک هندی ، به صراحت و سادگی به بیان روی آوردند و شیوه ی شاعران سبک خراسانی و سبک عراقی را چه از نظر زبان و چه از نظر مضمون ، سرمشق کار خود قرار دادند. از این جهت نهضت آنها به نهضت بازگشت ادبی مشهور شد و در تاریخ شعر فارسی ، این دوره ، دوره ی بازگشت ادبی نام گرفت .
به وجود آمدن سلسله قاجار و آرامشی که در دوران سلطنت آنها بر قرار شد و به خصوص دربار فتحعلی شاه قاجار (1211_1250 ق) که خود شاعر بود و ((خاقان))تلخص میکرد ، در رشد و تکامل این نهضت تاثیر بسیار داشت.در دوران سلطنت او بود که ملک الشعراء فتحعلی خان صبا با ، تنی چند از شاعران دیگر درباری ، از جمله میرزا عبد الوهاب نشاط و سید حسین طباطبائی اردستانی معروف به مجمر کاشانی ، انجمنی به نام ((انجمن خاقان)) تشکیل داد و مرجوع شیوه ی جدید شد . در ادامه کار این انجمن ، در دوران سلطنت ناصر الدین شاه نیز در مشهد ، انجمنی از هواداران سبک خراسانی تشکیل شد .
پیروان نهضت بازگشت ادبی ، تقریبا" کلیه قالبهای شعر سنتی فارسی را به کار گرفتند . اما به علت وجود دربار قاجاریه ، قصیده با محتوای مدیحه رایجترین شکل شعر این دوره شد . غزل نیز از قالبهای مورد توجه شاعران این دوره بود . قصیده سرایان ، بیشتر مدایح خود را به تقلید از گویندگان دوره ی غزنوی و سلجوقی میسرودند و غزلسرایان به شیوه ی سعدی و حافظ تمایل داشتند . در همین دوره فتحعلی خان صبا ، شاهنامه را به روال شاهنامه فردوسی سرود .
شاعران این دوره تقریبا" همگی به دربار قاجاریه یا شاهزادگان ان سلسله ، وابسته بودند و از تحولات و انقلابهای دوره ی معاصر خود اطلاعی نداشتند . از این نظر مضمون ، تحولی نیافت و به هیچ وجه بازگو کننده ی مسایل محیط و روزگارشان نبود . در این میان ، فتح الله خان شیبانی که شعرش تا حدی جنبه انتقاد اجتماعی داشت و میرزا ابوالحسن یغمای جندقی نیز به خاطر هجویه ها و انتقادهای خود ، چهره های مشخص تری یافتند . هر چند از نظر کلی این نهضت ، تحولی اساسی در شعر فارسی به وجود نیاورد ، اما بر اثر تعلیمات پیشروان ان ، شعر فارسی از انحطاط و ابتذال دوره ی پیش رهایی یافت .چشمگیرترین نتیجه این نهضت به وجود آمدن حوضه های ادبی و انجمن های متعدد در شعرهای مختلف (اصفهان ، شیراز ، مشهد ) بود که آموزش مبانی و اصول شاعری و مقدمات لازم برای وارد شدن به جرگه ادب و شعر را انجام میدادند و این سنتی بود که متروک ماندن ان در دوره ی گذشته ، شعر فارسی را به ضعف و سستی کشانده بود . دیگر از نتایج مثبت این نهضت ، توجه اگاهانه شاعران قرن دوازدهم و سیزدهم نسبت به شیوه های گوناگون شعر گزشتگان بود که مقدمه شناخت و تفکیک و نامگذاری سبکهای گوناگون شعر فارسی شد.
دوره ی دوام نهضت بازگشت ادبی ، تقریبا" 153 سال بود . البته نهضت بازگشت ادبی را نمیتوان در شمار سبکهای متداول شعر فارسی به حساب اورد ، زیرا روش تازه ای در شعر فارسی نبود . تغیر و تحول اساسی در شعر فارسی ، با ظهور نهضت مشروطیت صورت گرفت که بخش مهمی از تاریخ شعر فارسی را به نام ((شعر مشروطیت)) به وجود اوردند.
بعد از انقلاب مشروطیت در تحت اوضاع و احوال سلطنت پهلوی (1320_1304) بخش مهمی از شعر ، به روشهای سنتی گذشته بازگشت ، اما در آثار چند شاعر از جمله محمد رضا میرزاده عشقی(1303_1272) ، لطف علی صورتگر(متوفی 348 ) غلامرضا رشید یاسمی (1330_1275)و پروین اعتصامی (1320_1285)تمایل برای یافتن راه های تازه ای در شعر فارسی.
در همین اوان ، آثار نیما یوشیج (1338_1276) با هدف مشخص ایجاد تحول اساسی در شعر ، به تدریج منتشر شد .کوششها و تجربیات او را شاعران جوانی که بعد از شهریور 1320 به عرصه شاعری قدم گذاشتند ، دنبال کردند و نهضت شعر نو فارسی را به وجود اوردند . در حال حاضر جریان شعر سنتی فارسی همچنان در کنار شعر نو ، به حیات خود ادامه می دهد.
 
برگرفته از سایت علمی دانشجویان ایران
 
چهارشنبه دهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

خیلی بده که بیای با ذوق وبلاگتو آپدیت کنی اما کسی نخوندش!۳۰ ثانیه ی پیش گریه کردم!

چهارشنبه دهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

این شعر رو به صورت اتفاقی در اینترنت دیدم . پیشکش می کنم به امیر عزیزم ( نویسنده وبلاگ شکلات تلخ ۹۹٪)

ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است

چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است

چون فرستاده‌ی سیمرغ به سهراب دلیر

نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است

گوئی از چشم نظرباز تو بی‌پروانیست

چون غزالی به سر کشته‌ی شیر آمده است

خیز غوغای بهارست که پروانه شویم

غنچه‌ی شوخ پر از شکر و شیر آمده است

روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز

دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است

سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان

که مریدانه به پابوسی پیر آمده است

دیر اگر آمده شیر آمده عذرش بپذیر

که دل از چشم سیه عذرپذیر آمده است

گنه از دور زمان است که از چنبر او

آدمی را نه گریز و نه گزیر آمده است

گوش کن ناله‌ی این نی که چو لالای نسیم

اشکریزان به نوای بم و زیر آمده است

طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی

که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است

مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار

امير ی که درین شیوه شهیر آمده است

 

چهارشنبه دهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

زبان‌ کردی زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. زبان‌ کردی از زیرگروه شمال غربی زبان‌های ایرانی است که خود در شاخه هندوایرانی خانواده زبانهای هندواروپایی دسته بندی می‌شود.

زبان كردى اخص را كرمانجى مينامند كه خود لهجه هاى متعدد دارد مانند: مكرى، سليمانيه يى، سنندجى، كرمانشاهى، بايزيدى، عبدويى، زندى.  زبان كردى با دسته شمالى لهجه هاى ايرانى غربى بعض مشابهات دارد، و از زبانهاى مهم دسته غربى بشمار ميرود وصاحب اشعار و تصانيف، قصص و سنن ادبى است.

شبیه ترین زبانها به زبان کردی زبان آذری، زبان بلوچی، تالشی، تاتی، تبری، گیلکی، دیلمی، سمنانی، سنگسری، زازاکی، گورانی و زبان‌های ایران مرکزی هستند، این زبانها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار می‌آیند، لری و بختیاری و فارسی هستند.

«زبان کُردی» نيز مانند زبان فارسی یک زبان یک شکل استاندارد ندارد. و اصطلاح زبان کردی امروزه برای طیفی از زبان‌ها و گویش‌های ایرانی شاخه شمال غربی استفاده می‌شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان‌شناسی دورند.

زبان‌ کردی عمدتا در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه، و ترکیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز زندگی می‌کنند. شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از:

زبان کردی (سورانی) در عراق زبان رسمی است  در حالی که‌ در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه‌ محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است . در ایران نیز در رسانه‌ها امکان استفاده‌ از آن وجود دارد در حالی که‌ استفاده‌ از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته‌است.

تاریخچه زبان کردی

 

پروفسور ن. مکنزی نوشته است که در نظر اول می‎توان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کردی است ... معتبرترین زبانشناس زبان کُردی ولادیمیر مینورسکی نیز همین نظر را تایید می‌کند:

«اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، معتقد است که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت. اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است.

میانه و نو

کردی از ریشه زبان های ایران قبل از حمله اعراب به ایران، يعنی زبان پهلوی اشکانی است. این گويش از عربی و ترکی تأثير چندان نپذيرفته و کمابیش اصیل مانده است. زبان کردی دارای ادبی بسیار پهناور است. قديم‌ترين نوشته به زبان پهلوی اشکانی قباله ای است که از اورامان در کردستان به دست آمده.

برگرفته از دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* من کرد نیستما اما کردها رو دوست دارم( یکیشونو)

 

سه شنبه نهم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

پویو گفت : دوست ندارم چونکه تو دوستم نداری.

اما من دوستش دارم. حتی اگه دوستم نداشته باشه!

دوشنبه هشتم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

بدون شرح!

( فیلم ساختن چقدر سخته )

دوشنبه هشتم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

با اشکهایم اشک ریخت تا امروز آفتاب از آسمان دل مهتابیم طلوع کند.


 از دل افروز ترين روز جهان،
خاطره اي با من هست.
به شما ارزاني :

سحري بود و هنوز،
گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود .
گل ياس،
عشق در جان هوا ريخته بود .
من به ديدار سحر مي رفتم
نفسم با نفس ياس درآميخته بود .
***
مي گشودم پر و مي رفتم و مي گفتم : (( هاي !
بسراي اي دل شيدا، بسراي .
اين دل افروزترين روز جهان را بنگر !
تو دلاويز ترين شعر جهان را بسراي !

آسمان، ياس، سحر، ماه، نسيم،
روح درجسم جهان ريخته اند،
شور و شوق تو برانگيخته اند،
تو هم اي مرغك تنها، بسراي !

همه درهاي رهائي بسته ست،
تا گشائي به نسيم سخني، پنجره اي را، بسراي !
بسراي … ))

من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم !
***
در افق، پشت سرا پرده نور
باغ هاي گل سرخ،
شاخه گسترده به مهر،
غنچه آورده به ناز،
دم به دم از نفس باد سحر؛
غنچه ها مي شد باز .

غنچه ها مي رسد باز،
باغ هاي گل سرخ،
باغ هاي گل سرخ،
يك گل سرخ درشت از دل دريا برخاست !
چون گل افشاني لبخند تو،
در لحظه شيرين شكفتن !
خورشيد !
چه فروغي به جهان مي بخشيد !
چه شكوهي … !
همه عالم به تماشا برخاست !

من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم !
***
دو كبوتر در اوج،
بال در بال گذر مي كردند .

دو صنوبر در باغ،
سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلي مي خواندند .
مرغ دريائي، با جفت خود، از ساحل دور
رو نهادند به دروازه نور …

چمن خاطر من نيز ز جان مايه عشق،
در سرا پرده دل
غنچه اي مي پرورد،
- هديه اي مي آورد -
برگ هايش كم كم باز شدند !
برگ ها باز شدند :
ـ « … يافتم ! يافتم ! آن نكته كه مي خواستمش !
با شكوفائي خورشيد و ،
گل افشاني لبخند تو،
آراستمش !
تار و پودش را از خوبي و مهر،
خوشتر از تافته ياس و سحربافته ام :
(( دوستت دارم )) را
من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام !
***
اين گل سرخ من است !
دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق،
كه بري خانه دشمن !
كه فشاني بر دوست !
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !

در دل مردم عالم، به خدا،
نور خواهد پاشيد،
روح خواهد بخشيد . »

تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو !
اين دلاويزترين شعر جهان را، همه وقت،
نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !
« دوستم داري » ؟ را از من بسيار بپرس !
« دوستت دارم » را با من بسيار بگو !


فريدون مشيري

 

جمعه پنجم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

باران باران باران در آسمان شعر چشمانش می بارد...

پنجشنبه چهارم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

۱-گاهی پیش میاد که نصف یه فیلمو تنهایی تماشا کنی اما توی دلت مطمئنی که "لون" به "رنگ" تبدیل میشه!

۲- گفت اینو هم بنویس که دیوونتم!

۳- سه سال پیش دنده راحت تر عوض میشد !!!!!

۴- قیافه ی ماهی توپولوی توی آکواریوم هنوز یادمه !

۵- دیشب با ستاره ها رقصیدم...

 

چهارشنبه سوم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |
 

گفت : بهت حسودیم میشه!

گفتم : برای چی ؟

گفت : چون که منو داری! ( و خندید )

به خدا که  راست گفت!

( منم خندیدم )

سه شنبه دوم تیر 1388 دل نوشته های مهتاب| |

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس